پرش به محتوای اصلی
جمال‌الدین عبدالرزاق

مقطعات

شمارهٔ ۲۷ - موی سپید

موی سپید چیست ندانی زبان مرگ

زیرا که هر که دید ز خود ناامید شد

دی از زبان حال همیگفت با دلم

چیزی که جان ز ترس چو از باد بید شد

گفتا که برگ مرگ بساز ارنخفته‌ای

تا چند گویمت که زبانم سفید شد

ادامه‌ی مقطعات

  1. شمارهٔ ۲۹ - خرابی بن و خلل سقفهر که را شد فراخ سفره زیر
  2. شمارهٔ ۳۰ - پوزش و سپاسدوش عقلم که نیست گفت ای آن
  3. شمارهٔ ۳۱ - شیشه آبقدری می صاف کهنی خواسته بودم
  4. شمارهٔ ۳۲ - قاروره بیمارپاره‌می بخواستم ز نجیب
  5. شمارهٔ ۳۳ - آب بجای میای بزرگی که پایه قدرت
  6. شمارهٔ ۳۴ - اشتیاقبخدائی که چنبر گردون
  7. شمارهٔ ۳۵ - ذم زاد بومچند گوئی مرا که مذمومست
  8. شمارهٔ ۳۶ - طالعنه بکوشش درست روزی خلق
همه‌ی مقطعات ←

درباره‌ی جمال‌الدین عبدالرزاق

جمال الدین محمد بن عبدالرزاق اصفهانی شاعر سدهٔ ششم هجری بود (درگذشته به سال ۵۸۸ هجری قمری). او از بنیانگذاران سبک عراقی به شمار می‌رود. فرزند وی کمال‌الدین اسماعیل نیز از شاعران بزرگ ایران زمین است. وی در اصفهان زاده شد اما به آذربایجان نیز سفر کرد و گویا در نقاشی نیز دست داشته و با خاقانی شروانی و انوری و ظهیر فاریاب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.