پرش به محتوای اصلی
جمال‌الدین عبدالرزاق

قصاید

شمارهٔ ۶۰ - خطاب بچند دوست مسافر خود

سلام من که رساند بدان خجسته دیار

که هست مجمع احباب و محضر احرار

ببقعه که درو دوستان من جمعند

چه دوست؟ جانم واز جان عزیز تر صد بار

هزار بوسه بر آن خاک برنهد وانگه

سلام من برساند چگونه؟ عاشق وار

بلطف گوید کاین لعبتان دیده من

زگرم و سرد نگهدارهان و هان زنهار

همه چو لاله و گل نو شکفته اند و لطیف

نگاه دار گل ولاله را ززحمت خار

عزیز باشد نو باوه هر کجا که رسد

شکوفه دل ما را چنان گرامی دار

قضا بدان قدر آب آتش انگیزد

اگر نشیند بر دامنی زباد غبار

غلام و چاکر آب و هوای آن خاکم

اگر بسازد با دوستانم این یکبار

بغیر غنچه بدو مبادکس دلتنگ

بغیر نرگس در وی مباد کس بیمار

زمن ببرد عزیزان و دوستانم چرخ

بمن جز این نتواند زمانه غدار

همی بنالم از شوق دوستان قدیم

چنانکه زیرگه اززخم زخمه نالدزار

بدم چو بلبل آنگه که پیش دیده من

بدند همچو گل نوشکفته در گلزار

کنون زدوری ایشان دو جوی میرانم

زآب دیده و دم بسته ام چو بوتیمار

زبس سرشک چو شنگرف و آه سرددلم

گرفته آینه طبع من کنون زنگار

تو زندگانی بی دوستان مدان ازعمر

که مرگ به زچنین زندگی بود صد بار

ادامه‌ی قصاید

  1. شمارهٔ ۶۲ - خطاب بشهاب الدین که یکی دیگر از دوستان اوستخلاصه همه عالم اجل شهاب الدین
  2. شمارهٔ ۶۳ - خطاب بفخر الدیندعا و خدمت مخدوم خویش فخرالدین
  3. شمارهٔ ۶۴ - خطاب بمنتجب الدیناجل منتخب الدین اوحد الفقرا
  4. شمارهٔ ۶۵ - خطاب بعفیف الدینعفیف دین در ازه، دعا همیگویم
  5. شمارهٔ ۶۶ - خطاب بضیاء الدینضیاء دین را دعا همی گویم
  6. شمارهٔ ۶۷ - خطاب بنجیب الدینحکیم یونان ان فلسفی نجیب الدین
  7. شمارهٔ ۶۸ - حاجی سلام از چاکران باید باشدزمن بخواهد حاجی سلام پرسش خویش
  8. شمارهٔ ۶۹ - لغز حمامچه گوئی چیست آن شکل مدور
همه‌ی قصاید ←

درباره‌ی جمال‌الدین عبدالرزاق

جمال الدین محمد بن عبدالرزاق اصفهانی شاعر سدهٔ ششم هجری بود (درگذشته به سال ۵۸۸ هجری قمری). او از بنیانگذاران سبک عراقی به شمار می‌رود. فرزند وی کمال‌الدین اسماعیل نیز از شاعران بزرگ ایران زمین است. وی در اصفهان زاده شد اما به آذربایجان نیز سفر کرد و گویا در نقاشی نیز دست داشته و با خاقانی شروانی و انوری و ظهیر فاریاب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.