پرش به محتوای اصلی
جهان ملک خاتون جهان ملک خاتون

غزلیات

شمارهٔ ۹۵۰

دو زلف سرکشش پُر تاب دیدم

دو طاق ابرویش محراب دیدم

بگردانید چشم و رو ز سویم

عظیمش با جهان در تاب دیدم

دلم خون شد به حال مردم چشم

که در خون دلش غرقاب دیدم

به عشقت دیدهٔ جان چون گشادم

دل مجروح پر خوناب دیدم

وفا در خوبرویان نیست ممکن

که روشن آن سخن چون آب دیدم

دری گفتم گشاد از وصل بر من

عنایت با منش زان باب دیدم

به بحر عشق او غوّاص گشتم

بسی دریای بی پایاب دیدم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۹۵۲دوش رویش به خواب می‌دیدم
  2. شمارهٔ ۹۵۳بیمست که از دست تو فریاد برآرم
  3. شمارهٔ ۹۵۴من امشب با سر زلفش سر و کاری عجب دارم
  4. شمارهٔ ۹۵۵باد صبا خدا را بگذر سوی نگارم
  5. شمارهٔ ۹۵۶نگارا از فراقت سخت زارم
  6. شمارهٔ ۹۵۷تو می‌دانی که جز تو کس ندارم
  7. شمارهٔ ۹۵۸ز هجر روی تو یارا به کام اغیارم
  8. شمارهٔ ۹۵۹در حسرت روی آن نگارم
همه‌ی غزلیات ←

جهان ملک خاتون درباره‌ی جهان ملک خاتون

جَهانْ‌مَلِک خاتون دختر جلال الدین مسعودشاه اینجو (بنیان‌گذار فرمان‌روایی اینجو در فارس) شاهدخت و بانوی شاعر ایرانی است که در نیمهٔ دوم سدهٔ هشتم هجری می‌زیست؛ وی زادهٔ پیش از ۷۲۴ هجری قمری در شیراز و درگذشته بین ۷۸۴ تا ۷۹۵ هجری قمری است. او هم‌دوره با حافظ و عبید زاکانی بود و با عبید زاکانی مشاعره و رودررویی داشته است...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.