پرش به محتوای اصلی
جهان ملک خاتون جهان ملک خاتون

غزلیات

شمارهٔ ۹۵۶

نگارا از فراقت سخت زارم

به سختی روزگاری می‌گذارم

نه خور دارم نه خواب از عشق رویت

چو زلف تو پریشان روزگارم

چو ابروی تواَم پیوسته در خم

چو چشمان تو در عین خمارم

ز خاک کوی هجران آخر ای جان

نشانی تا به کی در دل غبارم

به بوی آنکه بر من رحمت آری

نشسته منتظر بر رهگذارم

نکردی هیچ رحمت بر دل من

از آن بی رحمتی بس شرمسارم

ببردی آب روی من به یکبار

چرا کردی چو خاک راه خوارم

مکن زین بیش بر من جور و خواری

مبر یکباره جانا اعتبارم

میان وادی جان رمیده

بجز تخم غم مهرت چه کارم

جهان را اختیاری نیست یارا

به دست باد دادم اختیارم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۹۵۸ز هجر روی تو یارا به کام اغیارم
  2. شمارهٔ ۹۵۹در حسرت روی آن نگارم
  3. شمارهٔ ۹۶۰من به لطفت امید می‌دارم
  4. شمارهٔ ۹۶۱از شب هجر تو ای دوست شکایت دارم
  5. شمارهٔ ۹۶۲دلبرا آرزوی دیدن رویت دارم
  6. شمارهٔ ۹۶۳نگاری چابک و دلبند دارم
  7. شمارهٔ ۹۶۴دلا من آرزوی یار دارم
  8. شمارهٔ ۹۶۵امشب سر وصل یار دارم
همه‌ی غزلیات ←

جهان ملک خاتون درباره‌ی جهان ملک خاتون

جَهانْ‌مَلِک خاتون دختر جلال الدین مسعودشاه اینجو (بنیان‌گذار فرمان‌روایی اینجو در فارس) شاهدخت و بانوی شاعر ایرانی است که در نیمهٔ دوم سدهٔ هشتم هجری می‌زیست؛ وی زادهٔ پیش از ۷۲۴ هجری قمری در شیراز و درگذشته بین ۷۸۴ تا ۷۹۵ هجری قمری است. او هم‌دوره با حافظ و عبید زاکانی بود و با عبید زاکانی مشاعره و رودررویی داشته است...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.