پرش به محتوای اصلی
جهان ملک خاتون جهان ملک خاتون

غزلیات

شمارهٔ ۳۲۶

چه کنم چون ز بخت یاری نیست

با منش رای سازگاری نیست

ای دل خسته با فراق تواَم

چاره جز صبر و سازگاری نیست

گرچه زاری به عشق تن در ده

کار عاشق به غیر زاری نیست

یار ما بی وفا و بدمهر است

در دل او وفا و یاری نیست

تا کیت میل بر جفا باشد

مکن این شرط دوستداری نیست

ای عزیزم مکن جفا زین بیش

که تحمّل مرا به خواری نیست

غم فزودی و ترک ما گفتی

آخرت رسم غمگساری نیست

گفته ای از برم چرا دوری

دوری از دوست اختیاری نیست

گرچه جان و جهان به تیغ فراق

خسته ای، غیر جان سپاری نیست

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۲۸مرا درعشق تو خواب و خوری نیست
  2. شمارهٔ ۳۲۹از حال پریشان من او را خبری نیست
  3. شمارهٔ ۳۳۰از حال پریشان من او را خبری نیست
  4. شمارهٔ ۳۳۱مرا در عشق جز درد دلی نیست
  5. شمارهٔ ۳۳۲هیچ دلی نیست که در درد دلارامی نیست
  6. شمارهٔ ۳۳۳جهان تا هست خالی از غمی نیست
  7. شمارهٔ ۳۳۴اگرچه یار مرا هیچ مهربانی نیست
  8. شمارهٔ ۳۳۵بیا که بی تو مرا هیچ زندگانی نیست
همه‌ی غزلیات ←

جهان ملک خاتون درباره‌ی جهان ملک خاتون

جَهانْ‌مَلِک خاتون دختر جلال الدین مسعودشاه اینجو (بنیان‌گذار فرمان‌روایی اینجو در فارس) شاهدخت و بانوی شاعر ایرانی است که در نیمهٔ دوم سدهٔ هشتم هجری می‌زیست؛ وی زادهٔ پیش از ۷۲۴ هجری قمری در شیراز و درگذشته بین ۷۸۴ تا ۷۹۵ هجری قمری است. او هم‌دوره با حافظ و عبید زاکانی بود و با عبید زاکانی مشاعره و رودررویی داشته است...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.