پرش به محتوای اصلی
جهان ملک خاتون جهان ملک خاتون

غزلیات

شمارهٔ ۳۲۷

مرا ز حضرت تو دوری اختیاری نیست

گناه من چه همانا ز بخت یاری نیست

چو بخت یار نباشد چه سود سعی دلا

برو که چارهٔ تو غیر بردباری نیست

اگرچه ساخته‌ام با جفای گردش دهر

ز چرخ ناسره امکان سازگاری نیست

اگرچه سرو صفت گشتم از جهان آزاد

مرا ز بندگی دوست رستگاری نیست

عزیز بوده‌ام ای جان همیشه در دو جهان

تحمّلم سبب این سجود و خواری نیست

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۲۹از حال پریشان من او را خبری نیست
  2. شمارهٔ ۳۳۰از حال پریشان من او را خبری نیست
  3. شمارهٔ ۳۳۱مرا در عشق جز درد دلی نیست
  4. شمارهٔ ۳۳۲هیچ دلی نیست که در درد دلارامی نیست
  5. شمارهٔ ۳۳۳جهان تا هست خالی از غمی نیست
  6. شمارهٔ ۳۳۴اگرچه یار مرا هیچ مهربانی نیست
  7. شمارهٔ ۳۳۵بیا که بی تو مرا هیچ زندگانی نیست
  8. شمارهٔ ۳۳۶آن چه شوریست ز عشق تو که اندر می نیست
همه‌ی غزلیات ←

جهان ملک خاتون درباره‌ی جهان ملک خاتون

جَهانْ‌مَلِک خاتون دختر جلال الدین مسعودشاه اینجو (بنیان‌گذار فرمان‌روایی اینجو در فارس) شاهدخت و بانوی شاعر ایرانی است که در نیمهٔ دوم سدهٔ هشتم هجری می‌زیست؛ وی زادهٔ پیش از ۷۲۴ هجری قمری در شیراز و درگذشته بین ۷۸۴ تا ۷۹۵ هجری قمری است. او هم‌دوره با حافظ و عبید زاکانی بود و با عبید زاکانی مشاعره و رودررویی داشته است...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.