پرش به محتوای اصلی
جهان ملک خاتون جهان ملک خاتون

غزلیات

شمارهٔ ۱۱۴۶

باد نوروزی برآمد خیمه بر گلزار زن

دست دل در بوستان در دامن دلدار زن

بوی خیری و بنفشه می‌دهد در بوستان

بلبل شوریده بر گل ناله‌های زار زن

باغبانا گوش دل بر عندلیب عشق کن

گل رسید اینک به بستان آتش اندر خار زن

یار باز آمد علی رغم حسود تنگ دل

مطرب مجلس بیا و طعنه بر اغیار زن

ای صبا چون می‌روی با یار قلاّشم بگو

حلقهٔ شوقی بیا و بر در خمّار زن

بخت ما را می‌نوازد حالیا از وصل دوست

با رقیب من بگو رو سر بر آن دیوار زن

گر دلم را غیر نام دوست آید بر زبان

همچو منصورش بگیر و زنده‌اش بر دار زن

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۱۴۸بیا ای سرو جان من کنار چشم ما جا کن
  2. شمارهٔ ۱۱۴۹نگارا رحمتی بر حال ما کن
  3. شمارهٔ ۱۱۵۰دل ضعیف مرا در دو زلف خود جا کن
  4. شمارهٔ ۱۱۵۱ز لطفت یک نظر در حال ما کن
  5. شمارهٔ ۱۱۵۲سهی سروا گذاری سوی ما کن
  6. شمارهٔ ۱۱۵۳بیا دردم به وصل خود دوا کن
  7. شمارهٔ ۱۱۵۴درد دل ما را ز کرم باز دوا کن
  8. شمارهٔ ۱۱۵۵ای نور دیده یک شبی ما را ز وصلت شاد کن
همه‌ی غزلیات ←

جهان ملک خاتون درباره‌ی جهان ملک خاتون

جَهانْ‌مَلِک خاتون دختر جلال الدین مسعودشاه اینجو (بنیان‌گذار فرمان‌روایی اینجو در فارس) شاهدخت و بانوی شاعر ایرانی است که در نیمهٔ دوم سدهٔ هشتم هجری می‌زیست؛ وی زادهٔ پیش از ۷۲۴ هجری قمری در شیراز و درگذشته بین ۷۸۴ تا ۷۹۵ هجری قمری است. او هم‌دوره با حافظ و عبید زاکانی بود و با عبید زاکانی مشاعره و رودررویی داشته است...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.