پرش به محتوای اصلی
جهان ملک خاتون جهان ملک خاتون

غزلیات

شمارهٔ ۱۱۴۵

چه خوش بود به چمن در صبوح گل چیدن

دو لعل شکّر شیرین یار بوسیدن

به دست، دست نگاری به طوف در بستان

به روی مهوش دلبر چو دیده گردیدن

به سایه گل و بید و چنار و نغمه عود

نشسته بر لب جویی و باده نوشیدن

به سرو قامت دلدار خود نظر کردن

نوای بلبل خوش خوان ز شاخ بشنیدن

گذر به سوی چمن سرو را که کار منست

هزار درد ازین قامت تو برچیدن

دلا به سیر جهان رو از آن خرابه تن

که در جهان نبود خوشتر از جهان دیدن

ز صورت صنمت هیچ حاصلی نبود

ز حد مبر تو و بازآ ز بت پرستیدن

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۱۴۷بیا و دیده جانم به وصل بینا کن
  2. شمارهٔ ۱۱۴۸بیا ای سرو جان من کنار چشم ما جا کن
  3. شمارهٔ ۱۱۴۹نگارا رحمتی بر حال ما کن
  4. شمارهٔ ۱۱۵۰دل ضعیف مرا در دو زلف خود جا کن
  5. شمارهٔ ۱۱۵۱ز لطفت یک نظر در حال ما کن
  6. شمارهٔ ۱۱۵۲سهی سروا گذاری سوی ما کن
  7. شمارهٔ ۱۱۵۳بیا دردم به وصل خود دوا کن
  8. شمارهٔ ۱۱۵۴درد دل ما را ز کرم باز دوا کن
همه‌ی غزلیات ←

جهان ملک خاتون درباره‌ی جهان ملک خاتون

جَهانْ‌مَلِک خاتون دختر جلال الدین مسعودشاه اینجو (بنیان‌گذار فرمان‌روایی اینجو در فارس) شاهدخت و بانوی شاعر ایرانی است که در نیمهٔ دوم سدهٔ هشتم هجری می‌زیست؛ وی زادهٔ پیش از ۷۲۴ هجری قمری در شیراز و درگذشته بین ۷۸۴ تا ۷۹۵ هجری قمری است. او هم‌دوره با حافظ و عبید زاکانی بود و با عبید زاکانی مشاعره و رودررویی داشته است...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.