پرش به محتوای اصلی
جهان ملک خاتون جهان ملک خاتون

غزلیات

شمارهٔ ۱۰۰۲

صد ازین جور و جفا گر ز برای تو کشم

همچنان سر همه در پای رضای تو کشم

بس غم و درد که از جور تو بر جان منست

این همه درد به امّید دوای تو کشم

تو جفا بر من بیچاره روا می داری

تا کی این بار ستمها ز جفای تو کشم

یک نفس بیش مرا نیست زمانی سوی ما

بگذر ای دوست که این لاشه به پای تو کشم

من ز رای تو نگردم اگرم سر برود

گر نفس برکشم ای دوست برای تو کشم

تا کی ای دل ز غم خویش مرا خوار کنی

تا کی آخر من دل خسته بلای تو کشم

عافیت خواستم و گوشهٔ درویشی و فقر

ای خوش آن روز مگر روز جزای تو کشم

چون جهان را نبود هیچ وفایی و ثبات

پس چرا این همه محنت به وفای تو کشم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۰۰۴دوش می‌رفت دوش بر دوشم
  2. شمارهٔ ۱۰۰۵تا چند زنی تیغ جفا بر دل ریشم
  3. شمارهٔ ۱۰۰۶ز زلفت بو نمی‌یابد دماغم
  4. شمارهٔ ۱۰۰۷ز گل با روی تو باشد فراغم
  5. شمارهٔ ۱۰۰۸ای شده غم یار من، من شده‌ام یار غم
  6. شمارهٔ ۱۰۰۹همی پرسی که چونی در فراقم
  7. شمارهٔ ۱۰۱۰کنون عمری که سرگردان عشقم
  8. شمارهٔ ۱۰۱۱بس بگردید و بس بگردد هم
همه‌ی غزلیات ←

جهان ملک خاتون درباره‌ی جهان ملک خاتون

جَهانْ‌مَلِک خاتون دختر جلال الدین مسعودشاه اینجو (بنیان‌گذار فرمان‌روایی اینجو در فارس) شاهدخت و بانوی شاعر ایرانی است که در نیمهٔ دوم سدهٔ هشتم هجری می‌زیست؛ وی زادهٔ پیش از ۷۲۴ هجری قمری در شیراز و درگذشته بین ۷۸۴ تا ۷۹۵ هجری قمری است. او هم‌دوره با حافظ و عبید زاکانی بود و با عبید زاکانی مشاعره و رودررویی داشته است...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.