پرش به محتوای اصلی
حسین خوارزمی حسین خوارزمی

غزلیات، قصاید و قطعات

شمارهٔ ۴۲

دوش از حضور تو دل ما خوش سرور داشت

وز منظر تو چشم نظر باز نور داشت

در کنج این خرابه دلم با تو ای پری

نی آرزوی روضه نه سودای حور داشت

بر خدمت تو صحبت حور بهشت را

زاهد از آن گزید که عقلش قصور داشت

چون دیده دید ماه جمالت زیاده شد

مهری که با تو جان ستمکش ز دور داشت

از پرتو تجلی انوار عارضت

هم دیده روشنائی و هم دل سرور داشت

شب تا سحر ز شام خط و صبح عارضت

خاطر همان حکایت موسی و طور داشت

در حلقه های زلف پریشان دلکشت

تا بامداد حلقه دلها حضور داشت

می یافت گوش جان من از صوت دلگشت

آن لذتی که نغمه صاحب زبور داشت

امروز حاسدان تو در ماتمند از آنک

با تو حسین دلشده دوشینه سور داشت

ادامه‌ی غزلیات، قصاید و قطعات

  1. شمارهٔ ۴۴ترک من بار دیگر راه جفا پیش گرفت
  2. شمارهٔ ۴۵ای باد صبحدم گذری کن بکوی دوست
  3. شمارهٔ ۴۶رفتی و یاد تو ز دل ریش من نرفت
  4. شمارهٔ ۴۷این چه داغی است که از هجر تو بر جان من است
  5. شمارهٔ ۴۸به یک لطیفه که دوشینه ذوالجلال انگیخت
  6. شمارهٔ ۴۹گر در هلاک من بود الحق رضای دوست
  7. شمارهٔ ۵۰کنون که کشور خوبی بنام تست ای دوست
  8. شمارهٔ ۵۱جان من بی رخ تو جانم سوخت
همه‌ی غزلیات، قصاید و قطعات ←

حسین خوارزمی درباره‌ی حسین خوارزمی

حسین بن حسن خوارزمی از عارفان، نویسندگان و شاعران سده‌های هشتم و نهم هجری است. وی اصالتاً از ماوراءالنهر بوده و به دلیل اقامت طولانی در خوارزم به خوارزمی شهرت یافت. وی از شاگردان ابوالوفا خوارزمی معروف به پیرفرشته بود و به راهنمایی او با مثنوی مولوی آشنا شد و به معانی آن پی برد. بدین واسطه در اطراف و اکناف پرآوازه شد....

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.