پرش به محتوای اصلی
حسین خوارزمی حسین خوارزمی

غزلیات، قصاید و قطعات

شمارهٔ ۴۳

درد عشقت دامن جانم گرفت

بار دیگر غم گریبانم گرفت

در هوایش بس که میگریم چو ابر

زاب چشمم خاک هجرانم گرفت

دیده ام زلف پریشانی از آن

خاطر از عیش پریشانم گرفت

دشمن بد کیش گر تیرم زند

ترک ترک خویش نتوانم گرفت

بی رخ آن یوسف عیسی نفس

دل ز کنج بیت احزانم گرفت

مشتری ماهرو قدر مرا

زان نمیداند که ارزانم گرفت

جز بآب دیده ننشیند حسین

آتشی کاندر دل و جانم گرفت

ادامه‌ی غزلیات، قصاید و قطعات

  1. شمارهٔ ۴۵ای باد صبحدم گذری کن بکوی دوست
  2. شمارهٔ ۴۶رفتی و یاد تو ز دل ریش من نرفت
  3. شمارهٔ ۴۷این چه داغی است که از هجر تو بر جان من است
  4. شمارهٔ ۴۸به یک لطیفه که دوشینه ذوالجلال انگیخت
  5. شمارهٔ ۴۹گر در هلاک من بود الحق رضای دوست
  6. شمارهٔ ۵۰کنون که کشور خوبی بنام تست ای دوست
  7. شمارهٔ ۵۱جان من بی رخ تو جانم سوخت
  8. شمارهٔ ۵۲مرا چو کعبه دولت حریم خانه اوست
همه‌ی غزلیات، قصاید و قطعات ←

حسین خوارزمی درباره‌ی حسین خوارزمی

حسین بن حسن خوارزمی از عارفان، نویسندگان و شاعران سده‌های هشتم و نهم هجری است. وی اصالتاً از ماوراءالنهر بوده و به دلیل اقامت طولانی در خوارزم به خوارزمی شهرت یافت. وی از شاگردان ابوالوفا خوارزمی معروف به پیرفرشته بود و به راهنمایی او با مثنوی مولوی آشنا شد و به معانی آن پی برد. بدین واسطه در اطراف و اکناف پرآوازه شد....

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.