پرش به محتوای اصلی
حسین خوارزمی حسین خوارزمی

غزلیات، قصاید و قطعات

شمارهٔ ۵۱

جان من بی رخ تو جانم سوخت

تو روان گشتی و روانم سوخت

بی تو دل را قرار و صبر نماند

کاتش عشقت این و آنم سوخت

گفتم آهی کشم ز سوز جگر

آه کز آتش زبانم سوخت

یک نشان از تو نا شده پیدا

شوق هم نام و هم نشانم سوخت

چون نسوزد ز آه من دل دوست

که دل دشمن از فغانم سوخت

آه کان ماه مهربان عمری

ساخت چون عود و ناگهانم سوخت

آتشی بود آب چشم حسین

که از او جمله خان و مانم سوخت

ادامه‌ی غزلیات، قصاید و قطعات

  1. شمارهٔ ۵۳بیا که جان من از داغ انتظار بسوخت
  2. شمارهٔ ۵۴عید شد قافله را عزم حرم ساختنی ست
  3. شمارهٔ ۵۵رنجورم و شفای دلم جز حبیب نیست
  4. شمارهٔ ۵۶دوست از حال دل آشفتگان آگاه نیست
  5. شمارهٔ ۵۷اگر برد سوی دارالقرار ما را دوست
  6. شمارهٔ ۵۸ای راحت جان از نفس روح فزایت
  7. شمارهٔ ۵۹کدام دل که گرفتار و مبتلای تو نیست
  8. شمارهٔ ۶۰بقای عمر در این خاکدان فانی نیست
همه‌ی غزلیات، قصاید و قطعات ←

حسین خوارزمی درباره‌ی حسین خوارزمی

حسین بن حسن خوارزمی از عارفان، نویسندگان و شاعران سده‌های هشتم و نهم هجری است. وی اصالتاً از ماوراءالنهر بوده و به دلیل اقامت طولانی در خوارزم به خوارزمی شهرت یافت. وی از شاگردان ابوالوفا خوارزمی معروف به پیرفرشته بود و به راهنمایی او با مثنوی مولوی آشنا شد و به معانی آن پی برد. بدین واسطه در اطراف و اکناف پرآوازه شد....

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.