پرش به محتوای اصلی
حسین خوارزمی حسین خوارزمی

غزلیات، قصاید و قطعات

شمارهٔ ۵۷

اگر برد سوی دارالقرار ما را دوست

دلم قرار نگیرد در او مگر با دوست

مرا نه ملک جهان باید و نه باغ جنان

که نیست از دو جهانم مراد الا دوست

چنان بجان من آمیخت دوست از سر لطف

که نیست فرق ز جان عزیز من تا دوست

بدان مقام رسید اتحاد من با او

که باز می نشناسم که این منم یا دوست

ز دوست دیده بینا بجوی تا بینی

که هست در همه کائنات پیدا دوست

چه باک اگر همه عالم شوند دشمن ما

چو هست آن شه خوبان عهد با ما دوست

میان ما و تو جز صلح نیست ای زاهد

ترا نعیم ریاض بهشت و ما را دوست

حسین اگر همه خویشان شوند بیگانه

به جان دوست که ما را بس است تنها دوست

ادامه‌ی غزلیات، قصاید و قطعات

  1. شمارهٔ ۵۹کدام دل که گرفتار و مبتلای تو نیست
  2. شمارهٔ ۶۰بقای عمر در این خاکدان فانی نیست
  3. شمارهٔ ۶۱مرا جز تو به عالم هیچکس نیست
  4. شمارهٔ ۶۲دست همت بر جهان خواهم فشاند
  5. شمارهٔ ۶۳بر روی دل افروزت هر کو نظر اندازد
  6. شمارهٔ ۶۴چو اهل دل بطواف تو عزم ره سازند
  7. شمارهٔ ۶۵چو عاشقان حرم کعبه لقا جویند
  8. شمارهٔ ۶۶بخت چون بنمود راهم جانب دلدار خود
همه‌ی غزلیات، قصاید و قطعات ←

حسین خوارزمی درباره‌ی حسین خوارزمی

حسین بن حسن خوارزمی از عارفان، نویسندگان و شاعران سده‌های هشتم و نهم هجری است. وی اصالتاً از ماوراءالنهر بوده و به دلیل اقامت طولانی در خوارزم به خوارزمی شهرت یافت. وی از شاگردان ابوالوفا خوارزمی معروف به پیرفرشته بود و به راهنمایی او با مثنوی مولوی آشنا شد و به معانی آن پی برد. بدین واسطه در اطراف و اکناف پرآوازه شد....

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.