پرش به محتوای اصلی
حسین خوارزمی حسین خوارزمی

غزلیات، قصاید و قطعات

شمارهٔ ۶۶

بخت چون بنمود راهم جانب دلدار خود

آمدم تا سر نهم بر خاک پای یار خود

عمر من در کار علم و عقل ضایع گشته بود

آمدم تا عذر خواهم ساعتی از کار خود

سجه و خرقه مرا بی عشق او زنار بود

ساعتی ای عشق راهم ده سوی گلزار خود

چون نمی زیبد در این گلزار خار همتم

آتشی از سینه افروزم بسوزم خار خود

اشک من ای عشق لعل و روی من زر ساختی

تا تو بینی دمبدم بر روی من آثار خود

از جمال حسن جان افزای خود چون آگهی

کی بهر دیده نمائی جان من دیدار خود

تا تو بینی حسن خویش و عشقبازی ها کنی

از دو عالم کرده ای آئینه رخسار خود

گر سخن مستانه می‌گوید حسین از وی مرنج

چون تو مستش می‌کنی از نرگس خمار خود

ادامه‌ی غزلیات، قصاید و قطعات

  1. شمارهٔ ۶۸جان فدای آنکه ما را بی‌محابا می‌کشد
  2. شمارهٔ ۶۹دوستان جان مرا جانب جانان آرید
  3. شمارهٔ ۷۰عاشقان جان و دل خویش بدلدار دهید
  4. شمارهٔ ۷۱بی نشان گردم اگر از تو نشانی نرسد
  5. شمارهٔ ۷۲اهل دل با درد عشق او ز درمان فارغند
  6. شمارهٔ ۷۳از من خبر به جانب جانان که می‌برد
  7. شمارهٔ ۷۴گر پریچهره مه پیکر من باز آید
  8. شمارهٔ ۷۵مرا ز مدرسه عشقت بخانقاه کشید
همه‌ی غزلیات، قصاید و قطعات ←

حسین خوارزمی درباره‌ی حسین خوارزمی

حسین بن حسن خوارزمی از عارفان، نویسندگان و شاعران سده‌های هشتم و نهم هجری است. وی اصالتاً از ماوراءالنهر بوده و به دلیل اقامت طولانی در خوارزم به خوارزمی شهرت یافت. وی از شاگردان ابوالوفا خوارزمی معروف به پیرفرشته بود و به راهنمایی او با مثنوی مولوی آشنا شد و به معانی آن پی برد. بدین واسطه در اطراف و اکناف پرآوازه شد....

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.