پرش به محتوای اصلی
حسین خوارزمی حسین خوارزمی

غزلیات، قصاید و قطعات

شمارهٔ ۴۷

این چه داغی است که از هجر تو بر جان من است

وین چه سوزیست که بر سینه بریان من است

حال دل از شکن طره خود پرس که او

مو بمو واقف احوال پریشان من است

با چنین دیده غم دل نتوانم پوشید

زانکه غماز دلم دیده گریان من است

همچو مجنون بجنون شهره شهری شده ام

تا سر زلف خوشت سلسله جنبان من است

بی توام ترک تماشای گلستان نبود

هر کجا چون تو گلی او ز گلستان من است

آسمان گو بنشان شمع شب افروز فلک

ماه رخساره تو شمع شبستان من است

از زر و سیم رخ و اشک توانگر گشتم

تا که گنج غم تو بر دل ویران من است

زان لب همچو نگین و دهن چون خاتم

ملک آفاق چو جمشید بفرمان من است

سالها لاف زدم کان فلانم لیکن

از کرم هیچ نگفتی که حسین آن من است

ادامه‌ی غزلیات، قصاید و قطعات

  1. شمارهٔ ۴۹گر در هلاک من بود الحق رضای دوست
  2. شمارهٔ ۵۰کنون که کشور خوبی بنام تست ای دوست
  3. شمارهٔ ۵۱جان من بی رخ تو جانم سوخت
  4. شمارهٔ ۵۲مرا چو کعبه دولت حریم خانه اوست
  5. شمارهٔ ۵۳بیا که جان من از داغ انتظار بسوخت
  6. شمارهٔ ۵۴عید شد قافله را عزم حرم ساختنی ست
  7. شمارهٔ ۵۵رنجورم و شفای دلم جز حبیب نیست
  8. شمارهٔ ۵۶دوست از حال دل آشفتگان آگاه نیست
همه‌ی غزلیات، قصاید و قطعات ←

حسین خوارزمی درباره‌ی حسین خوارزمی

حسین بن حسن خوارزمی از عارفان، نویسندگان و شاعران سده‌های هشتم و نهم هجری است. وی اصالتاً از ماوراءالنهر بوده و به دلیل اقامت طولانی در خوارزم به خوارزمی شهرت یافت. وی از شاگردان ابوالوفا خوارزمی معروف به پیرفرشته بود و به راهنمایی او با مثنوی مولوی آشنا شد و به معانی آن پی برد. بدین واسطه در اطراف و اکناف پرآوازه شد....

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.