پرش به محتوای اصلی
حسین خوارزمی حسین خوارزمی

غزلیات، قصاید و قطعات

شمارهٔ ۴۸

به یک لطیفه که دوشینه ذوالجلال انگیخت

میان ما و تو بنگر که چون وصال انگیخت

چه لطف بود که دور سپهر از سر مهر

میان مشتری و ماه اتصال انگیخت

هزار طایر جان را شکار کرد رخت

چو دام و دانه مشکین ز خط و خال انگیخت

غلام قدرت آنم که از کمال کرم

جمال روی تو در غایت جلال انگیخت

چو بر صحیفه دل نقش بند فکرت من

مثال پیکرت ای ماه بی‌مثال انگیخت

خط از بنفشه رخ از لاله قد ز سرو سهی

دهن چو شکر شیرین لب از زلال انگیخت

حسین اگر چه خیالی شود ز ضعف رواست

چو نقش حسن تو در صفحه خیال انگیخت

ادامه‌ی غزلیات، قصاید و قطعات

  1. شمارهٔ ۵۰کنون که کشور خوبی بنام تست ای دوست
  2. شمارهٔ ۵۱جان من بی رخ تو جانم سوخت
  3. شمارهٔ ۵۲مرا چو کعبه دولت حریم خانه اوست
  4. شمارهٔ ۵۳بیا که جان من از داغ انتظار بسوخت
  5. شمارهٔ ۵۴عید شد قافله را عزم حرم ساختنی ست
  6. شمارهٔ ۵۵رنجورم و شفای دلم جز حبیب نیست
  7. شمارهٔ ۵۶دوست از حال دل آشفتگان آگاه نیست
  8. شمارهٔ ۵۷اگر برد سوی دارالقرار ما را دوست
همه‌ی غزلیات، قصاید و قطعات ←

حسین خوارزمی درباره‌ی حسین خوارزمی

حسین بن حسن خوارزمی از عارفان، نویسندگان و شاعران سده‌های هشتم و نهم هجری است. وی اصالتاً از ماوراءالنهر بوده و به دلیل اقامت طولانی در خوارزم به خوارزمی شهرت یافت. وی از شاگردان ابوالوفا خوارزمی معروف به پیرفرشته بود و به راهنمایی او با مثنوی مولوی آشنا شد و به معانی آن پی برد. بدین واسطه در اطراف و اکناف پرآوازه شد....

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.