پرش به محتوای اصلی
حسین خوارزمی حسین خوارزمی

غزلیات، قصاید و قطعات

شمارهٔ ۴۱

روئی است روی دوست که هیچش نظیر نیست

زانرو بهیچ رویم از آن رو گزیر نیست

در عشق آن پری چه ملامت کنی مرا

دیوانه چون ز عقل نصیحت پذیر نیست

آنکس که داد دست ارادت به پیر عشق

هیچش خبر ز طعنه برنا و پیر نیست

دارم نظر بعارض خورشید منظری

کز ماه رو بجمله جهانش نظیر نیست

آزاد بنده که شود پای بند او

برگشته طالعی که در این دام اسیر نیست

دارم ضمیر روشن و رای منیر از آنک

جز مهر روی دوست مرا در ضمیر نیست

با تاب آفتاب رخش روز و شب مرا

حاجت بمهر انور و بدر منیر نیست

تا تا با دزد به طره عنبر فشان او

ما را هوای نکهت مشک و عبیر نیست

ای دوست دستگیر حسین شکسته را

کو را بجز تو هیچکسی دستگیر نیست

ادامه‌ی غزلیات، قصاید و قطعات

  1. شمارهٔ ۴۳درد عشقت دامن جانم گرفت
  2. شمارهٔ ۴۴ترک من بار دیگر راه جفا پیش گرفت
  3. شمارهٔ ۴۵ای باد صبحدم گذری کن بکوی دوست
  4. شمارهٔ ۴۶رفتی و یاد تو ز دل ریش من نرفت
  5. شمارهٔ ۴۷این چه داغی است که از هجر تو بر جان من است
  6. شمارهٔ ۴۸به یک لطیفه که دوشینه ذوالجلال انگیخت
  7. شمارهٔ ۴۹گر در هلاک من بود الحق رضای دوست
  8. شمارهٔ ۵۰کنون که کشور خوبی بنام تست ای دوست
همه‌ی غزلیات، قصاید و قطعات ←

حسین خوارزمی درباره‌ی حسین خوارزمی

حسین بن حسن خوارزمی از عارفان، نویسندگان و شاعران سده‌های هشتم و نهم هجری است. وی اصالتاً از ماوراءالنهر بوده و به دلیل اقامت طولانی در خوارزم به خوارزمی شهرت یافت. وی از شاگردان ابوالوفا خوارزمی معروف به پیرفرشته بود و به راهنمایی او با مثنوی مولوی آشنا شد و به معانی آن پی برد. بدین واسطه در اطراف و اکناف پرآوازه شد....

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.