پرش به محتوای اصلی
حزین لاهیجی

حزین لاهیجی

قصاید

۵۱ شعر

فهرست اشعار

  1. شمارهٔ ۱ - نیایش و عرض شکوی پرتو روی تو را نیست جهان پرده دار
  2. شمارهٔ ۲ - در توحید باری تعالی غیر، نفی غیرت یکتای بی همتاستی
  3. شمارهٔ ۳ - در مدح حضرت رسول اکرم پیوند بود با رگ جان خار ستم را
  4. شمارهٔ ۴ - در وصف حضرت رسول اکرم(ص) جان تازه ز تردستی ابر است جهان را
  5. شمارهٔ ۵ - در مدح حضرت خاتم الانبیاء صلی الله علیه و آله مرغ شب پیشتر از آنکه برآرد آواز
  6. شمارهٔ ۶ - در مدح حضرت رسول اکرم(ص) از چاک سینه چون جرس آوا برآورم
  7. شمارهٔ ۷ - در مدح حضرت امیر مؤمنان ای موی تو را غالیه سا عنبر سارا
  8. شمارهٔ ۸ - تجدید مطلع ای نفس کجا بود تو را مولد و منشا؟
  9. شمارهٔ ۹ - در مدح حضرت امیر مؤمنان (ع) و شکوه از غربت آمد سحر ز کوی تو دامن کشان صبا
  10. شمارهٔ ۱۰ - تجدید مطلع کای آستان قصر جلال تو عرشسا
  11. شمارهٔ ۱۱ - تجدید مطلع ای نور دیده را به غبار تو التجا
  12. شمارهٔ ۱۲ - تجدید مطلع گردی ز آستان تو یا مبدء النعم
  13. شمارهٔ ۱۳ - و نیز در مدح آن بزرگوار (ع) یک پرده نشید است صلا گوش اصم را
  14. شمارهٔ ۱۴ - در مدح امیر مومنان حضرت علی بن ابیطالب در زیر لب آوازه شکستیم فغان را
  15. شمارهٔ ۱۵ - در مدح حضرت علی بن ابیطالب امیر مؤمنان با همه سیلی که شسته روی زمین را
  16. شمارهٔ ۱۶ - در مدح امیر مؤمنان (علیه السلام) بریده لذّت دردت ز دل تمنّی را
  17. شمارهٔ ۱۷ - در مدح حضرت امیر مومنان علیه السلام شد جان و هوش و صبر و خرد را ز کار دست
  18. شمارهٔ ۱۸ - تجدید مطلع آلودهای به خون من جان نثار دست
  19. شمارهٔ ۱۹ - در منقبت حضرت امیر مؤمنان (ع) زان پیش کز فراز در هفت خوان صبح
  20. شمارهٔ ۲۰ - مدح حضرت امیر مؤمنان (ع) زین ششدرم چو بال فشانی دهد گشاد
  21. شمارهٔ ۲۱ - مدح امیر مؤمنان (ع) غم چو در سینه لنگر اندازد
  22. شمارهٔ ۲۲ - در توصیف شعر خود و مدح حضرت امیرمؤمنان (ع) آنجا که خامه، شکّر گفتار بشکند
  23. شمارهٔ ۲۳ - در مدح حضرت علی بن ابی طالب (ع) چون شست غمزهٔ تو گشاد کمان دهد
  24. شمارهٔ ۲۴ - شکایت از زندگی در هند و مدح حضرت امیر مؤمنان (علیه السّلام) با همه دعوی اسلام چو اصحاب سعیر
  25. شمارهٔ ۲۵ - مدح و منقبت حضرت مولی الموالی علی بن ابیطالب (ع) مشکینه طرّه ای به شب عنبرین لباس
  26. شمارهٔ ۲۶ - در مدح حضرت امیر مومنان و یاد وطن و رنج عربت مژده یاران که ازین منزل ویران رفتم
  27. شمارهٔ ۲۷ - در مدح حضرت امیر مؤمنان علیه السلام و عرض شکوا آن طایر قدسم که چکد خون ز صفیرم
  28. شمارهٔ ۲۸ - در منقبت حضرت امیر مومنان علیه السلام و آرزوی نجف اشرف می رسدم از سخن رایت جم داشتن
  29. شمارهٔ ۲۹ - در مدح امیر مؤمنان علیه السلام دل فلک معنوی است، عقل رصددان او
  30. شمارهٔ ۳۰ - در مدح و منقبت امیر مومنان علیه السلام ای نگاهت به صید دل، بازی
  31. شمارهٔ ۳۱ - در ثنای حضرت امیر مؤمنان علی بن ابیطالب (ع) زده ام طبل عشق و رسوایی
  32. شمارهٔ ۳۲ - در مدح حضرت علیّ بن ابیطالب علیه السلام نظر کن در سواد صفحه ام تا گلستان بینی
  33. شمارهٔ ۳۳ - در مدح حضرت علی بن موسی الرضا قول و عمل زشت و نکو گرچه قضا کرد
  34. شمارهٔ ۳۴ - در مدح حضرت ثامن الائمه علی بن موسی الرضا خوش آنکه دل به یاد تو رشک چمن شود
  35. شمارهٔ ۳۵ - وصف بهار و مدح حضرت امام رضا علیه السلام دل شاد را جمع، ساغر نماید
  36. شمارهٔ ۳۶ - در مدح حضرت امام عصر (عج) تا در چمن این سرو برازنده چمان است
  37. شمارهٔ ۳۷ - توسل به حضرت بقیه الله امام عصر(عج) در صبح عارض از خط مشکین نقاب کش
  38. شمارهٔ ۳۸ - تجدید مطلع تا دیده ز دل، نیم قدم ره به میان است
  39. شمارهٔ ۳۹ - در منقبت و توسّل به حضرت ولی عصر (عج) نی خامه دارد سر خوش نوایی
  40. شمارهٔ ۴۰ - در پاسخ کسی که برای او قصیده ای سروده، گفته است ای به طبع تو افتخار سخن
  41. شمارهٔ ۴۱ - تجدید مطلع به وصفت اگر خامه لب تر نماید
  42. شمارهٔ ۴۲ - تجدیدِ مَطلَع آمدی چون تو من بی سر و سامان رفتم
  43. شمارهٔ ۴۳ - در مدح حضرت احمد بن موسی الکاظم علیه السّلام از یمن سرفرازی مدح خدایگان
  44. شمارهٔ ۴۴ - قصیده در پند و اندرز ای دل لباس عاریتی از جهان مخواه
  45. شمارهٔ ۴۵ - این قصیده را به طریقهٔ خاقانی سروده است ای پرتو جمال تو را مظهر آفتاب
  46. شمارهٔ ۴۶ - قصیده در پند و اندرز و بی وفایی دنیا هر چند که دنیاست رَه و ما همه راهی
  47. شمارهٔ ۴۷ - در توصیف خود سروده است بنده ام، مسکنت سرای من است
  48. شمارهٔ ۴۸ - در بیان حال خود و نصیحت چشمم گشوده است در فیض نوبهار
  49. شمارهٔ ۴۹ - در شکایت از روزگار نبندی دل ای بخرد هوشیار
  50. شمارهٔ ۵۰ - به یکی از آشنایان خود نوشته است کشور هند که بادا بری از خوف و خلل
  51. شمارهٔ ۵۱ - خطاب به یکی از سخیفان و فرومایگان تا گشت عدل و رای تو معمار روزگار

متن اشعار به نقل از گنجور.