پرش به محتوای اصلی
حزین لاهیجی حزین لاهیجی

قصاید

شمارهٔ ۱۰ - تجدید مطلع

کای آستان قصر جلال تو عرشسا

وی مهر ومه به راه توکمترز نقش پا

روشن فروغ رای تو کالنّور فی الظّلم

در دل خیال روی تو، کالبدر فی الدجا

خیّاط قدرت ملک العرش دوخته ست

بر قدکبریای تو، تشریف انما

تبلیغ بلّغ است ز شأن تو آیتی

توقیع کبریای تو، تنزیل هل اتی

برد از زمانه، نور وجود تو تیرگی

ای نیّر ظهور تو در حدِّ استوا

میدان دین نداشته مردی به غیر تو

ثابت شد این قضیه به برهان لافتی

دربا گدای دست گهر بارت ازکرم

پیشکف تو، ابر عرق ربز از حیا

برهان مستقیم، فلک بر نیاز خود

در پیشگاه قصر تو آورده ز انحنا

بردارد آنکه در ره کویت ز جا قدم

اول نهد به کنگرهٔ کاخ کبریا

غیر از تو کیست آنکه تواند گذاشتن

بر دوش سرور دو سراپای عرش سا؟

برقع گشای پرده نشینان حق تویی

یا عارف العوارف، یا کاشف الغطا

شبنم نباشد آنکه ازو باغ تازه روست

گل در عرق نشسته ز روی تو، از حیا

تیغ تو اژدها به دم خویشتن کشید

موسی عصا به معجز اگر کرد اژدها

چاک است زاشتیاق، گریبان خامه ام

بی خواست ریخت، مطلعی از طبع نکته زا

ادامه‌ی قصاید

  1. شمارهٔ ۱۲ - تجدید مطلعگردی ز آستان تو یا مبدء النعم
  2. شمارهٔ ۱۳ - و نیز در مدح آن بزرگوار (ع)یک پرده نشید است صلا گوش اصم را
  3. شمارهٔ ۱۴ - در مدح امیر مومنان حضرت علی بن ابیطالبدر زیر لب آوازه شکستیم فغان را
  4. شمارهٔ ۱۵ - در مدح حضرت علی بن ابیطالب امیر مؤمنانبا همه سیلی که شسته روی زمین را
  5. شمارهٔ ۱۶ - در مدح امیر مؤمنان (علیه السلام)بریده لذّت دردت ز دل تمنّی را
  6. شمارهٔ ۱۷ - در مدح حضرت امیر مومنان علیه السلامشد جان و هوش و صبر و خرد را ز کار دست
  7. شمارهٔ ۱۸ - تجدید مطلعآلودهای به خون من جان نثار دست
  8. شمارهٔ ۱۹ - در منقبت حضرت امیر مؤمنان (ع)زان پیش کز فراز در هفت خوان صبح
همه‌ی قصاید ←

حزین لاهیجی درباره‌ی حزین لاهیجی

محمدعلی بن ابوطالب متخلص به حزین از آخرین شاعران سبک هندی و از اعقاب شیخ زاهد گیلانی است. او در سال ۱۱۰۳ هجری قمری در اصفهان زاده شد. زندگی او مقارن سقوط دولت صفوی و آشفتگی اوضاع ایران بود که او را درگیر سفرها و ماجراهای فراوان نمود تا جایی که چندین بار جامهٔ رزم پوشید و به نبرد دشمنان رفت. نهایتاً درگیری یا اتهام‌زنی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.