پرش به محتوای اصلی
حزین لاهیجی حزین لاهیجی

قصاید

شمارهٔ ۳۷ - توسل به حضرت بقیه الله امام عصر(عج)

در صبح عارض از خط مشکین نقاب کش

این سرمه را به چشم تر آفتاب کش

از عشوه خون رستم طاقت به خاک ریز

خنجر ز ترک غمزه، بر افراسیاب کش

عالم الف کشیدهٔ شمشیر ناز توست

تیغ کرشمه بر همه چون آفتاب کش

زاهد، نماز بی ره تقوی درست نیست

سجّادهٔ ورع به شط باده آب کش

تا چند بار غم؟ دو سه رطل گران بگیر

تا کی حدیث جم؟ دو سه جام شراب کش

در قید خویشتن نتوان زیستن دمی

دست ازخودی بشو، نفسی چون حباب کش

زان پیشتر که زخم اجل کارگر شود

مطرب بیا و زخمه به تار رباب کش

زان پیشتر که چهره ز اشک ارغوان کنم

ساقی مرا به رخ دو سه جام شراب کش

غرق عرق چنین رخ نازآفرین چراست؟

جانا تو را کِه گفت که از گل گلاب کش؟

ای چرخ دست فتنه بلند است، خویش را

زیر لوای خسرو عالیجناب کش

مهدی بگوی و از شرف نام نامیش

طغرای فخر، بر ورق آفتاب کش

صهبای ذکر دوست، خرد سوز شد حزین

آتش شو، از جگر نفس شعله تاب کش

دلدار در دل است گر از دیده غایب است

عرض نیاز را به بساط خطاب کش

ای مهر جانفروز برآ از نقاب ابر

عالم گرفت تیرگی، از رخ نقاب کش

گرد کرشمه از کف نعلین خویش ریز

این توتیا به چشم سفید رکاب کش

بی پرده حسن شاهد شرع آشکار کن

یکره نقاب از رخ امّ الکتاب کش

طرح عمارتی به جهان خراب ریز

دست زمانه از ستم بی حساب کش

هنگام داوری ست، کنون زال دهر را

گیسوکشان به محکمهٔ احتساب کش

با ما به کین برآمده عمری ست، روزگار

این انتقام از فلک کج حساب کش

هم تیغ قهر بر سر خصم عنود زن

هم پیکر عدو به خمِ پیچ و تاب کش

گرد از سم سمند برانگیز وز شرف

بر دیدهٔ سپهر معلّا جناب کش

زبن سرمه چشم منتظران را کحیل کن

گلگونهٔ طرب به رخ شیخ و شاب کش

خالی نما قلمرو ایجاد از ستم

خط مسلّمی به جهان خراب کش

هم تیغ کین بگیر ز بهرام جنگجو

هم از کنار زهرهٔ چنگی رباب کش

بتخانه در مدینهٔ اسلام کی رواست؟

لات و هبل برآر و به دار عقاب کش

گرد خجالت از رخ ما عاصیان بشوی

خط بر صحیفهٔ عمل ناصواب کش

ادامه‌ی قصاید

  1. شمارهٔ ۳۹ - در منقبت و توسّل به حضرت ولی عصر (عج)نی خامه دارد سر خوش نوایی
  2. شمارهٔ ۴۰ - در پاسخ کسی که برای او قصیده ای سروده، گفته استای به طبع تو افتخار سخن
  3. شمارهٔ ۴۱ - تجدید مطلعبه وصفت اگر خامه لب تر نماید
  4. شمارهٔ ۴۲ - تجدیدِ مَطلَعآمدی چون تو من بی سر و سامان رفتم
  5. شمارهٔ ۴۳ - در مدح حضرت احمد بن موسی الکاظم علیه السّلاماز یمن سرفرازی مدح خدایگان
  6. شمارهٔ ۴۴ - قصیده در پند و اندرزای دل لباس عاریتی از جهان مخواه
  7. شمارهٔ ۴۵ - این قصیده را به طریقهٔ خاقانی سروده استای پرتو جمال تو را مظهر آفتاب
  8. شمارهٔ ۴۶ - قصیده در پند و اندرز و بی وفایی دنیاهر چند که دنیاست رَه و ما همه راهی
همه‌ی قصاید ←

حزین لاهیجی درباره‌ی حزین لاهیجی

محمدعلی بن ابوطالب متخلص به حزین از آخرین شاعران سبک هندی و از اعقاب شیخ زاهد گیلانی است. او در سال ۱۱۰۳ هجری قمری در اصفهان زاده شد. زندگی او مقارن سقوط دولت صفوی و آشفتگی اوضاع ایران بود که او را درگیر سفرها و ماجراهای فراوان نمود تا جایی که چندین بار جامهٔ رزم پوشید و به نبرد دشمنان رفت. نهایتاً درگیری یا اتهام‌زنی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.