پرش به محتوای اصلی
حزین لاهیجی حزین لاهیجی

قصاید

شمارهٔ ۴۰ - در پاسخ کسی که برای او قصیده ای سروده، گفته است

ای به طبع تو افتخار سخن

قلمت آفریدگار سخن

از نم جویبار خامهٔ تو

تازه رویی کند بهار سخن

جز مدادت که رشحهٔ فیض است

نشکند باده ای خمار سخن

کند از خطّ و خال خامهٔ تو

دل ربایندگی عذار سخن

از مداد تو، عنبرآگین است

شکن زلف تابدار سخن

به سرانگشت خامه بگشایی

گرهی گر فتد به کار سخن

گوهر بحر طبع شادابت

آرد آبی به روی کار سخن

تیرگی داشت در زمانه دو چیز

روز دانا و روزگار سخن

از تو امروز، قسط و دانایی

کامل افتاده چون عیار سخن

پرتو التفات همّت تو

روشنی بخش روز تار سخن

نقطهٔ انتخاب خامهٔ تو

آفتابی ست درکنار سخن

رقمت نوبهار گلشن فیض

قلمت سرو جویبار سخن

از نوای نی تو در شورند

خوش صفیران شاخسار سخن

از تو دستان سرایی آموزند

عندلیبان نوبهار سخن

سبقت از توست بر سخن سنجان

چون تو نبود قلم سوار سخن

نزند دلنشین تر از تو کسی

سکه برکامل العیار سخن

تا به جیب و کنار من کردی

گوهر از بحر بی کنار سخن

دل ز دستم به حسن معنی برد

خطّ و خال سمن عذار سخن

چه کنم در عوض اگر نکنم

خردهٔ جان خود نثار سخن؟

ادامه‌ی قصاید

  1. شمارهٔ ۴۲ - تجدیدِ مَطلَعآمدی چون تو من بی سر و سامان رفتم
  2. شمارهٔ ۴۳ - در مدح حضرت احمد بن موسی الکاظم علیه السّلاماز یمن سرفرازی مدح خدایگان
  3. شمارهٔ ۴۴ - قصیده در پند و اندرزای دل لباس عاریتی از جهان مخواه
  4. شمارهٔ ۴۵ - این قصیده را به طریقهٔ خاقانی سروده استای پرتو جمال تو را مظهر آفتاب
  5. شمارهٔ ۴۶ - قصیده در پند و اندرز و بی وفایی دنیاهر چند که دنیاست رَه و ما همه راهی
  6. شمارهٔ ۴۷ - در توصیف خود سروده استبنده ام، مسکنت سرای من است
  7. شمارهٔ ۴۸ - در بیان حال خود و نصیحتچشمم گشوده است در فیض نوبهار
  8. شمارهٔ ۴۹ - در شکایت از روزگارنبندی دل ای بخرد هوشیار
همه‌ی قصاید ←

حزین لاهیجی درباره‌ی حزین لاهیجی

محمدعلی بن ابوطالب متخلص به حزین از آخرین شاعران سبک هندی و از اعقاب شیخ زاهد گیلانی است. او در سال ۱۱۰۳ هجری قمری در اصفهان زاده شد. زندگی او مقارن سقوط دولت صفوی و آشفتگی اوضاع ایران بود که او را درگیر سفرها و ماجراهای فراوان نمود تا جایی که چندین بار جامهٔ رزم پوشید و به نبرد دشمنان رفت. نهایتاً درگیری یا اتهام‌زنی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.