پرش به محتوای اصلی
مجد همگر مجد همگر

غزلیات

شمارهٔ ۲۰

اگر شکایتم از هجر یار باید کرد

نه یک شکایت و ده صد هزار باید کرد

وگر نثار ره وصلش اختیار کنم

نه در اشک که جانها نثار باید کرد

گرش درست بود وعده وصال چه باک

هزار سالم اگر انتظار باید کرد

به مهربانی بر من کس اختیار مکن

وگرنه ترک سرم اختیار باید کرد

زبوستان وصالت نصیب این دل ریش

گلی چو نیست قناعت به خار باید کرد

به بوسه ای که شبی از لبت دلم بربود

مرا به خشم گرفتار و خوار باید کرد

بدان دلی که مرا در شمار می نارد

چرات با من چندین شمار باید کرد

غمت به جرم کنارم ز دیده پر خون کرد

سزای جرم چنین در کنار باید کرد

اگر قویست گنه با دهن بگو کو را

ز کان لعل وگهر سنگسار باید کرد

به دور صاحب دیوان عنان ز ظلم بتاب

که دور عدل به انصاف کار باید کرد

به عهد او که جهانراست جای سجده شکر

چرا شکایتم از روزگار باید کرد

ز کنه مدحش چون عاجز است غایت فکر

ز جان به ورد دعا اختصار باید کرد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۲تا سر زلف تو شوریده و سرکش باشد
  2. شمارهٔ ۲۳دلی که با غم عشق تو همنشین گردد
  3. شمارهٔ ۲۴ای که بی چشم تو چشمی چشم من جز تر ندید
  4. شمارهٔ ۲۵کجا از دوزخ اندیشد تنی کز مهر تو سوزد
  5. شمارهٔ ۲۶بر من همه خواری از دل آمد
  6. شمارهٔ ۲۷گر یاد رنگ رویت در بوستان برآید
  7. شمارهٔ ۲۸نیست روزی که مرا از تو جفائی نرسد
  8. شمارهٔ ۲۹درد عشقت ز جان توان پرسید
همه‌ی غزلیات ←

مجد همگر درباره‌ی مجد همگر

خواجه مجدالدین هبه‌الله بن احمد (یا محمد) بن یوسف همگر ملک‌الشعرای دربار سلغریان و مشهور به ابن همگر و مجد همگر (زادهٔ ۶۰۷ هجری قمری در یزد یا شیراز– درگذشتهٔ ۶۸۶ هجری قمری در اصفهان) از شاعران پارسی‌گوی سدهٔ هفتم هجری است. وی در نیمه‌های سال ۶۰۷ در یزد زاده شد (مولد او را شیراز هم نوشته‌اند و احتمال داده‌اند متولد شی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.