پرش به محتوای اصلی
مجد همگر مجد همگر

غزلیات

شمارهٔ ۲۷

گر یاد رنگ رویت در بوستان برآید

بس نعره های بلبل کز گلستان برآید

تا جلوه تو بیند طاووس وار هر صبح

باز سپید مشرق از آشیان برآید

رویت به طنز هر شب چون بر قمر بخندد

احسنت ماه و پروین از آسمان برآید

روزی اگر خرامان آئی ز خانه بیرون

بس نازنین خانه کزخان و مان برآید

گر همچنین بماند روی پریوش تو

المستغاث و فریاد از انس و جان برآید

گر شاهدی خطت بینند بر بناگوش

واحسرتای عاشق از هر کران برآید

گفتی به عرض بوسی روزی بر آرمت جان

فارغ نشین که بی آن خود رایگان برآید

طرفه بود که سنبل بر یاسمن بروید

نادر بود بنفشه کز ارغوان برآید

با آنکه عمرها شد تا از لب و دهانت

کامیم بر نیامد ترسم که جان برآید

من با تو برنیایم وین خودمحال باشد

ممکن بود که با مه کار کتان برآید؟

با اینچنین فصاحت در دولت جمالت

نبود عجب که نامم تا جاودان برآید

گویا سخن نیوشید خاقانی آنکه گفته ست

عشق تو چون درآید صور از جهان برآید

باد ار برد به تبریز این شعر همچو آتش

از خاک او ز خجلت آب روان برآید

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۹درد عشقت ز جان توان پرسید
  2. شمارهٔ ۳۰مژده که جان نازنین باردگر به تن رسید
  3. شمارهٔ ۳۱بسوختیم و ز ما هیچ بر نیامد دود
  4. شمارهٔ ۳۲خدای جز به توام کام دل روا مکناد
  5. شمارهٔ ۳۳هر شب چو ز هجر تو دل تنگ بنالد
  6. شمارهٔ ۳۴شکری نیئی شکر کو چو تو خوش دهان ندارد
  7. شمارهٔ ۳۵تالعل تو سنگبار باشد
  8. شمارهٔ ۳۶خورشید رخت چون ز سر کوی برآید
همه‌ی غزلیات ←

مجد همگر درباره‌ی مجد همگر

خواجه مجدالدین هبه‌الله بن احمد (یا محمد) بن یوسف همگر ملک‌الشعرای دربار سلغریان و مشهور به ابن همگر و مجد همگر (زادهٔ ۶۰۷ هجری قمری در یزد یا شیراز– درگذشتهٔ ۶۸۶ هجری قمری در اصفهان) از شاعران پارسی‌گوی سدهٔ هفتم هجری است. وی در نیمه‌های سال ۶۰۷ در یزد زاده شد (مولد او را شیراز هم نوشته‌اند و احتمال داده‌اند متولد شی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.