پرش به محتوای اصلی
مجد همگر مجد همگر

غزلیات

شمارهٔ ۳۶

خورشید رخت چون ز سر کوی برآید

فریاد زن و مرد ز هر سوی برآید

مه کاسته زانروی برآید که به خوبی

هر شب نتواند که چو آن روی برآید

مرد ار شنود بوی تو از زن بِبُرد مهر

زن گر نگرد سوی تو از شوی برآید

چون قد تو کی سرو دلارای بروید

چون روی تو کی لاله خود روی برآید

بر دیده من پای نه ای سرو سهی قد

نه سرو سهی قد ز لب جوی برآید

یارب چه بلایی که چو بالا بنمایی

فریاد ز عشاق بلا جوی برآید

گر ناله دلها شنوی در شب تیره

از هر خم زلف تو دو صد موی برآید

دانی که من از زلف تو کی دست بدارم

آن روز که از ناخن من موی برآید

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۸سر آن ندارد این دل که ز عشق سر ندارد
  2. شمارهٔ ۳۹یا آن دل گم گشته به من باز رسانید
  3. شمارهٔ ۴۰دلبرا دوش در آن عیش منت یاد نبود
  4. شمارهٔ ۴۱ترا تا دل بسان سنگ باشد
  5. شمارهٔ ۴۲حبذا نزهت بادی که ز بغداد آید
  6. شمارهٔ ۴۳مراد من ز وصال تو برنمی‌آید
  7. شمارهٔ ۴۴شکرش در سخن گهر ریزد
  8. شمارهٔ ۴۵آخر ای باغ امیدم گل شادی به برآر
همه‌ی غزلیات ←

مجد همگر درباره‌ی مجد همگر

خواجه مجدالدین هبه‌الله بن احمد (یا محمد) بن یوسف همگر ملک‌الشعرای دربار سلغریان و مشهور به ابن همگر و مجد همگر (زادهٔ ۶۰۷ هجری قمری در یزد یا شیراز– درگذشتهٔ ۶۸۶ هجری قمری در اصفهان) از شاعران پارسی‌گوی سدهٔ هفتم هجری است. وی در نیمه‌های سال ۶۰۷ در یزد زاده شد (مولد او را شیراز هم نوشته‌اند و احتمال داده‌اند متولد شی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.