پرش به محتوای اصلی
مجد همگر مجد همگر

غزلیات

شمارهٔ ۳۸

سر آن ندارد این دل که ز عشق سر ندارد

سر عشق می نگیرد به خودم نمی گذارد

چو تنوره ئیست ز آتش تن من ز گرمی دل

خنک آن تنی ست باری که دلی چنین ندارد

اگر از سر هوائی نفسی زنم به شادی

دل غم پرست بر من همه شادئی سرآرد

من و مجلس غم اکنون که ز بزم شادمانی

نه دلم همی گشاید نه میم همی گوارد

سر عاشقی ندارم به خدا ولیکن این دل

همه راه عشق پوید همه تخم مهر کارد

جگرم گداخت وآمد ز ره دو دیده بیرون

چکند دو دیده اکنون که سرشک خون نبارد

چکنم که راز عشقت ز کسی نهفته دارم

که سرشک خون به سرخی همه بر رخم نگارد

نفسی که می شمارم ز شمار زندگی نیست

به چنین صفت مرا خود که ز زندگان شمارد

چه امید در تو بندد تن و جان و من چو چشمت

لطفی نمی نماید نظری نمی گمارد

ز تو چشم حقگذاری دل بنده خود ندارد

که تو خود دلی نداری که حق کسی گذارد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۰دلبرا دوش در آن عیش منت یاد نبود
  2. شمارهٔ ۴۱ترا تا دل بسان سنگ باشد
  3. شمارهٔ ۴۲حبذا نزهت بادی که ز بغداد آید
  4. شمارهٔ ۴۳مراد من ز وصال تو برنمی‌آید
  5. شمارهٔ ۴۴شکرش در سخن گهر ریزد
  6. شمارهٔ ۴۵آخر ای باغ امیدم گل شادی به برآر
  7. شمارهٔ ۴۶یارب این واقعه کی بر دل من کرد گذر
  8. شمارهٔ ۴۷بردی دل من ز چشم مخمور
همه‌ی غزلیات ←

مجد همگر درباره‌ی مجد همگر

خواجه مجدالدین هبه‌الله بن احمد (یا محمد) بن یوسف همگر ملک‌الشعرای دربار سلغریان و مشهور به ابن همگر و مجد همگر (زادهٔ ۶۰۷ هجری قمری در یزد یا شیراز– درگذشتهٔ ۶۸۶ هجری قمری در اصفهان) از شاعران پارسی‌گوی سدهٔ هفتم هجری است. وی در نیمه‌های سال ۶۰۷ در یزد زاده شد (مولد او را شیراز هم نوشته‌اند و احتمال داده‌اند متولد شی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.