پرش به محتوای اصلی
مجد همگر مجد همگر

غزلیات

شمارهٔ ۴۰

دلبرا دوش در آن عیش منت یاد نبود

که دل بنده ز بند غمت آزاد نبود

اگر از صحبت من یاد نیاوردی هیچ

آخر ای سنگدل از عهد منت یاد نبود

شرم روی من و خشم آوری خلق مگیر

شرمت از آن همه بد کردن و بیداد نبود

سنگ خارا ز دلت به که در آن شادیها

رحمتت بر من دلخسته ناشاد نبود

بر ره گفت تو رفتیم و همه بود خلاف

عهد تو نیک بدیدیم و به جز باد نبود

رفت بنیاد دل ما و از آن بود همه

که بر امید من و قول تو بنیاد نبود

دل ز شاگردی مهر تو بلا دید بلا

لاجرم دید و در کار خود استاد نبود

شهری از ناله و فریاد من آگاه شدند

خود ترا هیچ خبر زان همه فریاد نبود

پیش شیرین لب تو گر پسر همگر مرد

او دراین راه به از خسرو و فرهاد نبود

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۲حبذا نزهت بادی که ز بغداد آید
  2. شمارهٔ ۴۳مراد من ز وصال تو برنمی‌آید
  3. شمارهٔ ۴۴شکرش در سخن گهر ریزد
  4. شمارهٔ ۴۵آخر ای باغ امیدم گل شادی به برآر
  5. شمارهٔ ۴۶یارب این واقعه کی بر دل من کرد گذر
  6. شمارهٔ ۴۷بردی دل من ز چشم مخمور
  7. شمارهٔ ۴۸دروغ گفته ام ار گفته ام شدم ز تو دور
  8. شمارهٔ ۴۹نه جان در کار عشقت کردم آخر
همه‌ی غزلیات ←

مجد همگر درباره‌ی مجد همگر

خواجه مجدالدین هبه‌الله بن احمد (یا محمد) بن یوسف همگر ملک‌الشعرای دربار سلغریان و مشهور به ابن همگر و مجد همگر (زادهٔ ۶۰۷ هجری قمری در یزد یا شیراز– درگذشتهٔ ۶۸۶ هجری قمری در اصفهان) از شاعران پارسی‌گوی سدهٔ هفتم هجری است. وی در نیمه‌های سال ۶۰۷ در یزد زاده شد (مولد او را شیراز هم نوشته‌اند و احتمال داده‌اند متولد شی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.