پرش به محتوای اصلی
مجد همگر مجد همگر

غزلیات

شمارهٔ ۴۸

دروغ گفته ام ار گفته ام شدم ز تو دور

خلاف کرده ام ار کرده ام دل از تو نفور

نکرده ام به دل اندیشه جدائی تو

نعوذ بالله از اندیشه ز دانش دور

نه من ز دوری روی تو گشته ام خرسند

نه دل شده ست به پشتی صبر خود مغرور

هنوز عشق تو دارد سرم چه جای فراغ

هنوز داغ تو دارد دلم چه جای غرور

به روزگار جمال تو دربسیط زمین

کسی نماند به تقوی دلی نماند صبور

دلی که عشق تو ورزید کی بود صابر

کسی که روی ترا دید کی شود مستور

به بخت بد سفر و غربتم تمنا بود

که تا شدم ز جمال مبارکت مهجور

چه عذر پیش تو آرم که بی تو زیسته ام

هر آنکه بی تو بود زنده چون بود مسرور

شکسته ای دل من همچو زلف خویش و هنوز

به بوسه ئیست ترا با من شکسته کسور

دلم علاج پذیرد اگر به رحمت و لطف

بدو کنی نظری از دو نرگس مخمور

به جز دو نرگس مخمور تو نکرد کسی

علاج مردم رنجور و خویشتن رنجور

ز شور زلف تو افتاد در جهان فتنه

ز سحر چشم تو برخاست از زمانه فتور

ز جادوئی به مقامی رسید نرگس تو

که ساکنان چه بابلش بود مزدور

به سادگی دل من بردی و کنون بتر است

که باز بر سرم آورده ای خطی منشور

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۵۰ای ز بوس تو نقل من بسیار
  2. شمارهٔ ۵۱دلبرا بر کش نوا با ناله زارم بساز
  3. شمارهٔ ۵۲ای بیحذر ز سوز من بیخبر بترس
  4. شمارهٔ ۵۳دلم خرید غم و جان فشاند در قدمش
  5. شمارهٔ ۵۴کس نیست زین صفت که منم در بلای عشق
  6. شمارهٔ ۵۵ای زلف تو آشیانه دل
  7. شمارهٔ ۵۶تا کی من از فراق تو رنج و بلابرم
  8. شمارهٔ ۵۷دلم خون گشت و دلداری ندارم
همه‌ی غزلیات ←

مجد همگر درباره‌ی مجد همگر

خواجه مجدالدین هبه‌الله بن احمد (یا محمد) بن یوسف همگر ملک‌الشعرای دربار سلغریان و مشهور به ابن همگر و مجد همگر (زادهٔ ۶۰۷ هجری قمری در یزد یا شیراز– درگذشتهٔ ۶۸۶ هجری قمری در اصفهان) از شاعران پارسی‌گوی سدهٔ هفتم هجری است. وی در نیمه‌های سال ۶۰۷ در یزد زاده شد (مولد او را شیراز هم نوشته‌اند و احتمال داده‌اند متولد شی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.