پرش به محتوای اصلی
مجد همگر مجد همگر

غزلیات

شمارهٔ ۵۴

کس نیست زین صفت که منم در بلای عشق

چون من مباد هیچ کسی مبتلای عشق

قدر بلای عشق ندانند هر کسی

جز آنکه هست بسته بند بلای عشق

تا جای عشق شد دل من جفت غم شدم

فارغ دلیست آنکه در او نیست جای عشق

روزی که خوان عشق نهادند در ازل

پیش از همه به گوش من آمد صلای عشق

تا زنده ام به تربیت عشق زنده ام

باشد بقای ذات من اندر بقای عشق

با عشق چون به خاک لحد سر فروبرم

سر برزند ز خوابگه من گیای عشق

و آنگه که بردمد ز سر خاک من گیا

بر هر ورق نوشته بود ماجرای عشق

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۵۶تا کی من از فراق تو رنج و بلابرم
  2. شمارهٔ ۵۷دلم خون گشت و دلداری ندارم
  3. شمارهٔ ۵۸بیا متاب ار زلف پرتابت بگیرم
  4. شمارهٔ ۵۹گر شبی بر لب شیرین تو فرمان بدهم
  5. شمارهٔ ۶۰نه وصل تو می دهد پناهم
  6. شمارهٔ ۶۱ز عشقت سینه پر سوز دارم
  7. شمارهٔ ۶۲می گلرنگ دوست می‌دارم
  8. شمارهٔ ۶۳یارب آن روی است یا صبح است یا ماه تمام
همه‌ی غزلیات ←

مجد همگر درباره‌ی مجد همگر

خواجه مجدالدین هبه‌الله بن احمد (یا محمد) بن یوسف همگر ملک‌الشعرای دربار سلغریان و مشهور به ابن همگر و مجد همگر (زادهٔ ۶۰۷ هجری قمری در یزد یا شیراز– درگذشتهٔ ۶۸۶ هجری قمری در اصفهان) از شاعران پارسی‌گوی سدهٔ هفتم هجری است. وی در نیمه‌های سال ۶۰۷ در یزد زاده شد (مولد او را شیراز هم نوشته‌اند و احتمال داده‌اند متولد شی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.