پرش به محتوای اصلی
مجد همگر مجد همگر

غزلیات

شمارهٔ ۵۹

گر شبی بر لب شیرین تو فرمان بدهم

جان شیرین به سرت کز بن دندان بدهم

گر شود آب حیات لب تو روزی من

چه زیان باشد اگر هر به دمی جان بدهم

گر دهان تر کنم از چشمه نوش تو شبی

گوشمال خضر و چشمه حیوان بدهم

گر سر زلف چو ثعبان تو دردست آرم

طیره معجزه موسی عمران بدهم

گر شب از تنگ دهان تو بدزدم شکری

از لبت کام دل خسته حیران بدهم

گر به شب دزدی وصل تو بگیرند مرا

نیم جانی که مرا هست به تاوان بدهم

گر مرا وصل تو منشور سعادت بدهد

بر جهان از مدد وصل تو فرمان بدهم

گفته بودی که به بوسی بخرم جانت را

گر بر آن قولی تا دل به گروگان بدهم

جان ندارد محلی پیش لب شیرینت

خوشتر از جان چه توان بود که تا آن بدهم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۶۱ز عشقت سینه پر سوز دارم
  2. شمارهٔ ۶۲می گلرنگ دوست می‌دارم
  3. شمارهٔ ۶۳یارب آن روی است یا صبح است یا ماه تمام
  4. شمارهٔ ۶۴بلای دل بسی دارم دوای دل نمی‌دانم
  5. شمارهٔ ۶۵چه میل است این که من سوی تو دارم
  6. شمارهٔ ۶۶به جان تو که به جان رهی نگاه مکن
  7. شمارهٔ ۶۷امید از وصل تو نتوان بریدن
  8. شمارهٔ ۶۸جانا به صبوح خرمی کن
همه‌ی غزلیات ←

مجد همگر درباره‌ی مجد همگر

خواجه مجدالدین هبه‌الله بن احمد (یا محمد) بن یوسف همگر ملک‌الشعرای دربار سلغریان و مشهور به ابن همگر و مجد همگر (زادهٔ ۶۰۷ هجری قمری در یزد یا شیراز– درگذشتهٔ ۶۸۶ هجری قمری در اصفهان) از شاعران پارسی‌گوی سدهٔ هفتم هجری است. وی در نیمه‌های سال ۶۰۷ در یزد زاده شد (مولد او را شیراز هم نوشته‌اند و احتمال داده‌اند متولد شی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.