پرش به محتوای اصلی
مجد همگر مجد همگر

غزلیات

شمارهٔ ۶۷

امید از وصل تو نتوان بریدن

کمان عشق تو نتوان کشیدن

مرا روزی شود وصل تو لیکن

ندانم کی به من خواهد رسیدن

یقینم کز چنان شیرین زبانی

جواب تلخ می باید شنیدن

روا نبود ز من جستن جدائی

خطا باشد ز تو دوری گزیدن

ازین سربازتر عاشق نیابی

ازین بیچاره سر وز تو بریدن

یکی بوسه بده گر می توانی

تن و جانی به یک بوسه خریدن

وفای تو زمن می نگسلد مهر

وصال تو زمن تا کی رمیدن

به دوری راضیم از تو که چشمم

ندارد طاقت روی تو دیدن

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۶۹صبح است یا نور قمر یا آینه یا روست آن
  2. شمارهٔ ۷۰مردمان گوش کنید انده تنهائی من
  3. شمارهٔ ۷۱چو تو دلبر به زیبائی به عالم در که دید ای جان
  4. شمارهٔ ۷۲بیا کز جان و دل به در خوری تو
  5. شمارهٔ ۷۳عید آمد ای نگارین بردار جام باده
  6. شمارهٔ ۷۴ای چون دل و جان بر من گرامی
  7. شمارهٔ ۷۵روح محضی بدان طربناکی
  8. شمارهٔ ۷۶گرفتم رای پیوندی نداری
همه‌ی غزلیات ←

مجد همگر درباره‌ی مجد همگر

خواجه مجدالدین هبه‌الله بن احمد (یا محمد) بن یوسف همگر ملک‌الشعرای دربار سلغریان و مشهور به ابن همگر و مجد همگر (زادهٔ ۶۰۷ هجری قمری در یزد یا شیراز– درگذشتهٔ ۶۸۶ هجری قمری در اصفهان) از شاعران پارسی‌گوی سدهٔ هفتم هجری است. وی در نیمه‌های سال ۶۰۷ در یزد زاده شد (مولد او را شیراز هم نوشته‌اند و احتمال داده‌اند متولد شی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.