پرش به محتوای اصلی
مجد همگر مجد همگر

غزلیات

شمارهٔ ۷۳

عید آمد ای نگارین بردار جام باده

وز بند غم برون شو تا دل شود گشاده

عهد صبوح نو کن جام می کهن ده

کم کن به عیش شیرین، تلخی جام باده

گوئی شبی ببینم من شادمان نشسته

تو همچو شمع رخشان در مجلس ایستاده

تو قصد رقص کرده من عزم پای بوست

تو دست من گرفته من در پی ات فتاده

تو مست عیش گشته من مست شور عشقت

تو کام خویش رانده من داد وصل داده

تو نرم کرده دل را من دل دلیر کرده

زلف کجت گرفته لب بر لبت نهاده

آیا بود که روزی در دست نرد وصلت

نقشی چنین برافتد با آن نگار ساده

ای چنگیِ نواگر برگوی این غزل را

بهر صبوح عیدی در بزم شاهزاده

شاهی که چون رخ آرد در کارزار چون پیل

در پای اسبش افتد خورشید چون پیاده

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۷۵روح محضی بدان طربناکی
  2. شمارهٔ ۷۶گرفتم رای پیوندی نداری
  3. شمارهٔ ۷۷دیدی که مهر ما به چه‌سان خوار داشتی
  4. شمارهٔ ۷۸ای صبرم از فراق تو بر باد داده‌ای
  5. شمارهٔ ۷۹ای وصل تو اصل دلفروزی
  6. شمارهٔ ۸۰ای دریغا گر شبی او را نهان بگرفتمی
  7. شمارهٔ ۸۱ای دل چه اوفتادت کز ما جدا فتادی
  8. شمارهٔ ۸۲باز این چه شور و فتنه‌ست کاندر جهان فکندی
همه‌ی غزلیات ←

مجد همگر درباره‌ی مجد همگر

خواجه مجدالدین هبه‌الله بن احمد (یا محمد) بن یوسف همگر ملک‌الشعرای دربار سلغریان و مشهور به ابن همگر و مجد همگر (زادهٔ ۶۰۷ هجری قمری در یزد یا شیراز– درگذشتهٔ ۶۸۶ هجری قمری در اصفهان) از شاعران پارسی‌گوی سدهٔ هفتم هجری است. وی در نیمه‌های سال ۶۰۷ در یزد زاده شد (مولد او را شیراز هم نوشته‌اند و احتمال داده‌اند متولد شی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.