پرش به محتوای اصلی
مجد همگر مجد همگر

غزلیات

شمارهٔ ۸۱

ای دل چه اوفتادت کز ما جدا فتادی

چونی چه پیشت آمد آخر کجا فتادی

گفتی صبور باشم امروز در جدائی

از جادهٔ صبوری حالی جدا فتادی

از مدت فراقش یک هفته بیش نگذشت

در ششدر غم آخر زینسان چرا فتادی

برخاستی به دعوی با هجر دست سودی

بی هیچ دستبردی حالی ز پا فتادی

از قعر چاه عشقت یکباره پر کشیدم

بس گرد حوض گشتی تا باز جا فتادی

اندیشهٔ صبوری در وصل باشد آسان

امروز صابری کن کاندر بلا فتادی

زینسان دل پریشان هرگز مباد کس را

تو از میان دلها خود چون به ما فتادی

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۸۳چند بنیاد جگرخواری نهی
  2. شمارهٔ ۸۴ای که به روی چون سمن رشک بهار و سوسنی
  3. شمارهٔ ۸۵آن روی چون بهارت رشک نگار چینی
  4. شمارهٔ ۸۶گر با تو زبانی شودم هر سر موئی
  5. شمارهٔ ۸۷این چه ننگ است که بر روی چو ماه آوردی
  6. شمارهٔ ۸۸ای چون حیات شیرین، وی چون روان گرامی
  7. شمارهٔ ۸۹بیا بیا که شدم درغم تو سودائی
  8. شمارهٔ ۹۰باز این چه فتنه‌ای‌ست که در ما فکنده‌ای
همه‌ی غزلیات ←

مجد همگر درباره‌ی مجد همگر

خواجه مجدالدین هبه‌الله بن احمد (یا محمد) بن یوسف همگر ملک‌الشعرای دربار سلغریان و مشهور به ابن همگر و مجد همگر (زادهٔ ۶۰۷ هجری قمری در یزد یا شیراز– درگذشتهٔ ۶۸۶ هجری قمری در اصفهان) از شاعران پارسی‌گوی سدهٔ هفتم هجری است. وی در نیمه‌های سال ۶۰۷ در یزد زاده شد (مولد او را شیراز هم نوشته‌اند و احتمال داده‌اند متولد شی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.