پرش به محتوای اصلی
مجد همگر مجد همگر

غزلیات

شمارهٔ ۹۰

باز این چه فتنه‌ای‌ست که در ما فکنده‌ای

بازم در آتش غم و سودا فکنده‌ای

آوازهٔ فراق درافکنده‌ای وز آن

در شهر شور و فتنه و غوغا فکنده‌ای

وصلی که رونقش به ثریّا رسیده بود

در خاکش از چه روی به عمدا فکنده‌ای

تا سایهٔ خود از سرِ ما برگرفته‌ای

در پای غم چو سایه‌ام از پا فکنده‌ای

تا راز خود چو حلقه درافکندمت به گوش

در هر دهان حدیث خود و ما فکنده‌ای

عاشق‌تری ز بنده که از عشق روی خویش

بر آینه نظر به تماشا فکنده‌ای

بر روی خویش شیفته‌ای تا بر آینه

نور جمال آن رخ زیبا فکنده‌ای

منگر به روی خود که به رشکم ز روی تو

بر خویشتن نظر به چه یارا فکنده‌ای؟

گفتی شبی به لطف که بوسی ببخشمت

خود گفته‌ای و باز تقاضا فکنده‌ای

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۹۲پیداست خود که نیست ترا رای آشتی
  2. شمارهٔ ۹۳ای ترک دلستان صنم چین من توئی
  3. شمارهٔ ۹۴دلکم برد به شیرین سخنک هندوکی
  4. شمارهٔ ۹۵ای به اصل پاک و گوهر بر شهانت سروری
  5. شمارهٔ ۹۶گر روی شادی دیدمی کی تکیه بر غم کردمی
  6. شمارهٔ ۹۷ترا سزد که کنی دعوی جهانداری
همه‌ی غزلیات ←

مجد همگر درباره‌ی مجد همگر

خواجه مجدالدین هبه‌الله بن احمد (یا محمد) بن یوسف همگر ملک‌الشعرای دربار سلغریان و مشهور به ابن همگر و مجد همگر (زادهٔ ۶۰۷ هجری قمری در یزد یا شیراز– درگذشتهٔ ۶۸۶ هجری قمری در اصفهان) از شاعران پارسی‌گوی سدهٔ هفتم هجری است. وی در نیمه‌های سال ۶۰۷ در یزد زاده شد (مولد او را شیراز هم نوشته‌اند و احتمال داده‌اند متولد شی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.