پرش به محتوای اصلی
مجد همگر مجد همگر

غزلیات

شمارهٔ ۹۱

دل ز من برده‌ای و می‌دانی

آشکار است این نه پنهانی

به دلِ بُرده نیستی خرسند

باز در بند بردن جانی

ملک ما خود دلی و جانی بود

این ببردی و در پی آنی

ندهم جان به رایگان به کفت

که به دل می‌خورم پشیمانی

کار دل خود گذشت لیکن جان

گر دهی بوسه بوکه بستانی

خواندیَم دی ولی نه از پی آن

که مرا نزد خویش بنشانی

خواندیم دی ولی نه از پی آن

که مرا نزد خویش بنشانی

بعد عمری نه این امیدم بود

که چنین خوش‌عنایتم خوانی

گر سگ خویش داده‌ای لقبم

چون سگان از درم چرا رانی

غارت خانهٔ دلم کردی

که نه در شهر کافرستانی

رو که ایمان به کیشت آوردم

کآفت عقل و دین و ایمانی

با چنین اعتقاد و دین که توراست

کافرم کافر ار مسلمانی

دل ویران من چو مسکن تست

لیک رسم است گنج و ویرانی

غم تو بی‌تو چون توانم خورد

من و حالی بدین پریشانی

به خدا کت سپاس‌ها دارم

گر ازین زندگیم برهانی

ناتوانم مدار رنجه مرا

رنجه شو گه گهی که بتوانی

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۹۳ای ترک دلستان صنم چین من توئی
  2. شمارهٔ ۹۴دلکم برد به شیرین سخنک هندوکی
  3. شمارهٔ ۹۵ای به اصل پاک و گوهر بر شهانت سروری
  4. شمارهٔ ۹۶گر روی شادی دیدمی کی تکیه بر غم کردمی
  5. شمارهٔ ۹۷ترا سزد که کنی دعوی جهانداری
همه‌ی غزلیات ←

مجد همگر درباره‌ی مجد همگر

خواجه مجدالدین هبه‌الله بن احمد (یا محمد) بن یوسف همگر ملک‌الشعرای دربار سلغریان و مشهور به ابن همگر و مجد همگر (زادهٔ ۶۰۷ هجری قمری در یزد یا شیراز– درگذشتهٔ ۶۸۶ هجری قمری در اصفهان) از شاعران پارسی‌گوی سدهٔ هفتم هجری است. وی در نیمه‌های سال ۶۰۷ در یزد زاده شد (مولد او را شیراز هم نوشته‌اند و احتمال داده‌اند متولد شی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.