پرش به محتوای اصلی
مجد همگر مجد همگر

غزلیات

شمارهٔ ۹۵

ای به اصل پاک و گوهر بر شهانت سروری

وی به رفعت آستانت آسمان مشتری

کی نشستی دیو وارون چون نگین بر تخت زر

گر نوشتی نام تو جمشید بر انگشتری

باش تا عهد همایونت نماید ملک را

صورت نوشیروان و عادت اسکندری

هر زمان ملکی شود گردون صفت زیر و زبر

ثابت آمد دولتت چون قطب چرخ و مشتری

دین و دانش را به دوده خلق را باری که یافت

از چنین سیرت سلیمان شاهی و پیغمبری

آن شنیدستی که یوسف شاه شد در ملک مصر

از چه؟ از درویش بخشائی و رحمت گستری

دام حج و عمره و بوسیدن سنگ سیاه

بهر ضبط صید خیرات آمد و فرمانبری

روی من داعی مبارک داشتندی خسروان

بوسه دادندی به رو از روی چاکرپروری

چشم ما روشن به روی تست چون چشم فلک

چون به چشم مرحمت بر روی کارم ننگری؟

صد هزاران دور گردون بر سرت گسترده باد

سایهٔ ترکان که آمد آفتاب خاوری

از جوانی و جمال و جاه و جان برخور که تو

چون جوانی و جمال و جاه و جانان درخوری

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۹۷ترا سزد که کنی دعوی جهانداری
همه‌ی غزلیات ←

مجد همگر درباره‌ی مجد همگر

خواجه مجدالدین هبه‌الله بن احمد (یا محمد) بن یوسف همگر ملک‌الشعرای دربار سلغریان و مشهور به ابن همگر و مجد همگر (زادهٔ ۶۰۷ هجری قمری در یزد یا شیراز– درگذشتهٔ ۶۸۶ هجری قمری در اصفهان) از شاعران پارسی‌گوی سدهٔ هفتم هجری است. وی در نیمه‌های سال ۶۰۷ در یزد زاده شد (مولد او را شیراز هم نوشته‌اند و احتمال داده‌اند متولد شی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.