پرش به محتوای اصلی
مجد همگر مجد همگر

غزلیات

شمارهٔ ۸۸

ای چون حیات شیرین، وی چون روان گرامی

جانی و دیده یا دل، زین‌ها همه کدامی؟

هر بام چون خرامی، سرو روان باغی

هر شام چون برآئی، مهتاب طرف بامی

نوشی و خوش‌گواری، نیشی و جان‌شکاری

گه آب و گاه ناری، گه صید و گاه دامی

دهری و بی‌وفائی، عمری و بی‌ثباتی

مهری و شهرگردی، ماهی و ناتمامی

بس در لباس رندان، بر هم زدی جهانی

یا رب چه فتنه خیزد، روزی اگر خرامی

بر پشت اسبِ تازی، بر روی زینِ ترکی

در بر قبای چینی، بر سر کلاه‌ِ شامی

صد بنده گردد آزاد، از من به شکر لطفت

گر بشنوم که روزی، گوئی مرا غلامی

صد حج کنم پیاده، گر کعبهٔ درت را

یک‌ ره کنم زیارت، از بهر نیکنامی

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۹۰باز این چه فتنه‌ای‌ست که در ما فکنده‌ای
  2. شمارهٔ ۹۱دل ز من برده‌ای و می‌دانی
  3. شمارهٔ ۹۲پیداست خود که نیست ترا رای آشتی
  4. شمارهٔ ۹۳ای ترک دلستان صنم چین من توئی
  5. شمارهٔ ۹۴دلکم برد به شیرین سخنک هندوکی
  6. شمارهٔ ۹۵ای به اصل پاک و گوهر بر شهانت سروری
  7. شمارهٔ ۹۶گر روی شادی دیدمی کی تکیه بر غم کردمی
  8. شمارهٔ ۹۷ترا سزد که کنی دعوی جهانداری
همه‌ی غزلیات ←

مجد همگر درباره‌ی مجد همگر

خواجه مجدالدین هبه‌الله بن احمد (یا محمد) بن یوسف همگر ملک‌الشعرای دربار سلغریان و مشهور به ابن همگر و مجد همگر (زادهٔ ۶۰۷ هجری قمری در یزد یا شیراز– درگذشتهٔ ۶۸۶ هجری قمری در اصفهان) از شاعران پارسی‌گوی سدهٔ هفتم هجری است. وی در نیمه‌های سال ۶۰۷ در یزد زاده شد (مولد او را شیراز هم نوشته‌اند و احتمال داده‌اند متولد شی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.