پرش به محتوای اصلی
مجد همگر مجد همگر

غزلیات

شمارهٔ ۸۰

ای دریغا گر شبی او را نهان بگرفتمی

یا دمی در خلوتش مست آنچنان بگرفتمی

گر شبی در کوی وصلِ آن صنم ره بردمی

از نشاط خرّمی ملک جهان بگرفتمی

پایگاهم از سپهر هفتمین برتر بدی

گر سر آن طرّهٔ عنبرفشان بگرفتمی

ور ز کار رفتنِ دلدار آگه بودمی

راه گردون را به فریاد و فغان بگرفتمی

ور ز حال عزم آن دلبر خبر دادندمی

بر سر راه سفر او را عنان بگرفتمی

ور کسی گفتی که با یارت بخواهد رفت دل

با وی آن سرگشته را هم در زمان بگرفتمی

کاشکی من راه سوی کاروان دانستمی

تا دلم را در میان کاروان بگرفتمی

گر سر بنگاه رخت آن صنم بگشودمی

بس دل کم‌ بوده را در آن میان بگرفتمی

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۸۲باز این چه شور و فتنه‌ست کاندر جهان فکندی
  2. شمارهٔ ۸۳چند بنیاد جگرخواری نهی
  3. شمارهٔ ۸۴ای که به روی چون سمن رشک بهار و سوسنی
  4. شمارهٔ ۸۵آن روی چون بهارت رشک نگار چینی
  5. شمارهٔ ۸۶گر با تو زبانی شودم هر سر موئی
  6. شمارهٔ ۸۷این چه ننگ است که بر روی چو ماه آوردی
  7. شمارهٔ ۸۸ای چون حیات شیرین، وی چون روان گرامی
  8. شمارهٔ ۸۹بیا بیا که شدم درغم تو سودائی
همه‌ی غزلیات ←

مجد همگر درباره‌ی مجد همگر

خواجه مجدالدین هبه‌الله بن احمد (یا محمد) بن یوسف همگر ملک‌الشعرای دربار سلغریان و مشهور به ابن همگر و مجد همگر (زادهٔ ۶۰۷ هجری قمری در یزد یا شیراز– درگذشتهٔ ۶۸۶ هجری قمری در اصفهان) از شاعران پارسی‌گوی سدهٔ هفتم هجری است. وی در نیمه‌های سال ۶۰۷ در یزد زاده شد (مولد او را شیراز هم نوشته‌اند و احتمال داده‌اند متولد شی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.