پرش به محتوای اصلی
مجد همگر مجد همگر

غزلیات

شمارهٔ ۷۰

مردمان گوش کنید انده تنهائی من

رحمت آرید دمی بر دل شیدائی من

پیش ازین داشتم آسوده دلی گوشه نشین

که شب و روز بدی مونس تنهائی من

چه دلی خرم و آراسته کاندر همه عمر

بود ازو خرم و آراسته برنائی من

ناگهان عشق چنان تاختنی کرد بر او

که به تاراج بشد جمله شکیبائی من

سایه افکند بر او مهر مهی کزوی شد

زیر پی سایه صفت دولت بالائی من

یوسفی تختگه مصر دلم را بگرفت

که ندارد خبر از درد زلیخائی من

چاره کار چنین عشق ندانم چکنم

سر این کار برون است زدانائی من

به نصیحت ز سرم دور نگردد سودا

که نصیحت نپذیرد دل سودائی من

من بسی عاشق رسوا به جهان در دیدم

کس نبوده ست در این شیوه به رسوائی من

چشم من جز به رخ یار نبیند عالم

از رخ اوست مگر مایه بینائی من

از بس آمد شدنم مردم کویش شده اند

سرگران بر من مسکین ز سبک پائی من

رای من خود همه آنست که گیرم کم دل

تا چه آرد به سرم عادت خودرائی من

درد تنهائی اثر بر رخ من پیدا کرد

آه ازین محنت تنهائی و پیدائی من

ناتوان کرد دلم را غم او چتوان کرد

که نه درخورد غم اوست توانائی من

همچو ابریشم یکتاست مرا ناله حزین

پشت من کرد دوتا ناله یکتائی من

قصه زاری این عشق به هر جا برسید

وه که چون شهره شد این قصه هر جائی من

تلخی هجر چو جانم به لب آورد چه سود

شور شیرین سخنی لاف شکرخائی من

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۷۲بیا کز جان و دل به در خوری تو
  2. شمارهٔ ۷۳عید آمد ای نگارین بردار جام باده
  3. شمارهٔ ۷۴ای چون دل و جان بر من گرامی
  4. شمارهٔ ۷۵روح محضی بدان طربناکی
  5. شمارهٔ ۷۶گرفتم رای پیوندی نداری
  6. شمارهٔ ۷۷دیدی که مهر ما به چه‌سان خوار داشتی
  7. شمارهٔ ۷۸ای صبرم از فراق تو بر باد داده‌ای
  8. شمارهٔ ۷۹ای وصل تو اصل دلفروزی
همه‌ی غزلیات ←

مجد همگر درباره‌ی مجد همگر

خواجه مجدالدین هبه‌الله بن احمد (یا محمد) بن یوسف همگر ملک‌الشعرای دربار سلغریان و مشهور به ابن همگر و مجد همگر (زادهٔ ۶۰۷ هجری قمری در یزد یا شیراز– درگذشتهٔ ۶۸۶ هجری قمری در اصفهان) از شاعران پارسی‌گوی سدهٔ هفتم هجری است. وی در نیمه‌های سال ۶۰۷ در یزد زاده شد (مولد او را شیراز هم نوشته‌اند و احتمال داده‌اند متولد شی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.