پرش به محتوای اصلی
مجد همگر مجد همگر

غزلیات

شمارهٔ ۶۶

به جان تو که به جان رهی نگاه مکن

به حال خود نگر و حال من تباه مکن

اگر چه حسن تو ما را پناه جان و دل است

مبین در آئینه و حسن را پناه مکن

فراز سرو و گلت سایبان مشکین بس

رقم ز غالیه بر عارض چو ماه مکن

به زلف چون رسنم داشتی عمری

دگر رهم به زنخ در اسیر چاه مکن

بسی به هجر غم افزای کاستی عمرم

بسیج هجر غم افزای عمر کاه مکن

بلا و رنج من از حسرت و جدائی تست

بلای من مطلب رنج من مخواه، مکن

بزرگتر گنه آزار بی گناهان است

بترس از ایزد و آزار بی گناه مکن

سیاه کن به خط خود بیاض نامه من

به ناامیدی روزم شب سیاه مکن

ز دست قاصد اگر زو نه بوی خوش شنوی

مخواه مستان مگشا مخوان نگاه مکن

در انتظار چو عمر عزیز من بگذشت

جواب نامه من خواه کن تو خواه مکن

غمی چو کوه گران بر تن چو کاه من است

اسیر کوه گران این تن چو کاه مکن

صبور باش دلا در بلا و هیچ منال

خموش گرد تنا در عنا و آه مکن

به جز ز صاحب دیوان مدد ز خلق مجوی

رجوع جز به دستور پادشاه مکن

فروغ بخت جز از آفتاب ملک مخواه

پناه جز کنف سایه الله مکن

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۶۸جانا به صبوح خرمی کن
  2. شمارهٔ ۶۹صبح است یا نور قمر یا آینه یا روست آن
  3. شمارهٔ ۷۰مردمان گوش کنید انده تنهائی من
  4. شمارهٔ ۷۱چو تو دلبر به زیبائی به عالم در که دید ای جان
  5. شمارهٔ ۷۲بیا کز جان و دل به در خوری تو
  6. شمارهٔ ۷۳عید آمد ای نگارین بردار جام باده
  7. شمارهٔ ۷۴ای چون دل و جان بر من گرامی
  8. شمارهٔ ۷۵روح محضی بدان طربناکی
همه‌ی غزلیات ←

مجد همگر درباره‌ی مجد همگر

خواجه مجدالدین هبه‌الله بن احمد (یا محمد) بن یوسف همگر ملک‌الشعرای دربار سلغریان و مشهور به ابن همگر و مجد همگر (زادهٔ ۶۰۷ هجری قمری در یزد یا شیراز– درگذشتهٔ ۶۸۶ هجری قمری در اصفهان) از شاعران پارسی‌گوی سدهٔ هفتم هجری است. وی در نیمه‌های سال ۶۰۷ در یزد زاده شد (مولد او را شیراز هم نوشته‌اند و احتمال داده‌اند متولد شی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.