پرش به محتوای اصلی
مجد همگر مجد همگر

غزلیات

شمارهٔ ۵۷

دلم خون گشت و دلداری ندارم

غمم خون خورد و غمخواری ندارم

گرانبارم ز خود وز خلق کس نیست

کزو بر جان و دل باری ندارم

گلی نشکفت در گلزار گیتی

که از وی در جگر خاری ندارم

جهان یاراست با یارم به بیداد

ولی من در جهان یاری ندارم

سر او دارم و کاری پریشان

برون زین دو سروکاری ندارم

چگونه خواهم از وی خلوت وصل

که خود امید دیداری ندارم

به زلف کافرش بفروختم دین

وز او هم رسم زناری ندارم

رخم دینار گون کرده ست تا من

نیارم گفت زر باری ندارم

ز من زر خواست من گفتم به سوگند

که جز رخ وجه دیناری ندارم

ز عالی همتی آن گنج فخرم

که ار زرنیستی عاری ندارم

مرا مفروش در بازار دونان

که با هر سفله بازاری ندارم

به جان صاحب دیوان که در دور

برون از وی خریداری ندارم

بهاء الدین محمد کش فلک گفت

بر قدر تو مقداری ندارم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۵۹گر شبی بر لب شیرین تو فرمان بدهم
  2. شمارهٔ ۶۰نه وصل تو می دهد پناهم
  3. شمارهٔ ۶۱ز عشقت سینه پر سوز دارم
  4. شمارهٔ ۶۲می گلرنگ دوست می‌دارم
  5. شمارهٔ ۶۳یارب آن روی است یا صبح است یا ماه تمام
  6. شمارهٔ ۶۴بلای دل بسی دارم دوای دل نمی‌دانم
  7. شمارهٔ ۶۵چه میل است این که من سوی تو دارم
  8. شمارهٔ ۶۶به جان تو که به جان رهی نگاه مکن
همه‌ی غزلیات ←

مجد همگر درباره‌ی مجد همگر

خواجه مجدالدین هبه‌الله بن احمد (یا محمد) بن یوسف همگر ملک‌الشعرای دربار سلغریان و مشهور به ابن همگر و مجد همگر (زادهٔ ۶۰۷ هجری قمری در یزد یا شیراز– درگذشتهٔ ۶۸۶ هجری قمری در اصفهان) از شاعران پارسی‌گوی سدهٔ هفتم هجری است. وی در نیمه‌های سال ۶۰۷ در یزد زاده شد (مولد او را شیراز هم نوشته‌اند و احتمال داده‌اند متولد شی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.