پرش به محتوای اصلی
مجد همگر مجد همگر

غزلیات

شمارهٔ ۳۹

یا آن دل گم گشته به من باز رسانید

یا جان ز تن رفته به تن باز رسانید

یا جان بستانید زمن دیر مپائید

یا یار مرا زود به من باز رسانید

بی شمع رخش نور ندارد لگن دل

آن شمع چگل را به لگن باز رسانید

بی سرو قدش آب ندارد چمن جان

آن سرو روان را به چمن باز رسانید

بی یار نخواهم که ببینم وطنش را

آن راحت جان را به وطن باز رسانید

دانید که بی بت چه بود حال شمن را

کوشید که بت را به شمن باز رسانید

آن دانه در گم شد ازین چشم چو دریا

آن در ثمین را به عدن باز رسانید

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۱ترا تا دل بسان سنگ باشد
  2. شمارهٔ ۴۲حبذا نزهت بادی که ز بغداد آید
  3. شمارهٔ ۴۳مراد من ز وصال تو برنمی‌آید
  4. شمارهٔ ۴۴شکرش در سخن گهر ریزد
  5. شمارهٔ ۴۵آخر ای باغ امیدم گل شادی به برآر
  6. شمارهٔ ۴۶یارب این واقعه کی بر دل من کرد گذر
  7. شمارهٔ ۴۷بردی دل من ز چشم مخمور
  8. شمارهٔ ۴۸دروغ گفته ام ار گفته ام شدم ز تو دور
همه‌ی غزلیات ←

مجد همگر درباره‌ی مجد همگر

خواجه مجدالدین هبه‌الله بن احمد (یا محمد) بن یوسف همگر ملک‌الشعرای دربار سلغریان و مشهور به ابن همگر و مجد همگر (زادهٔ ۶۰۷ هجری قمری در یزد یا شیراز– درگذشتهٔ ۶۸۶ هجری قمری در اصفهان) از شاعران پارسی‌گوی سدهٔ هفتم هجری است. وی در نیمه‌های سال ۶۰۷ در یزد زاده شد (مولد او را شیراز هم نوشته‌اند و احتمال داده‌اند متولد شی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.