پرش به محتوای اصلی
مجد همگر مجد همگر

غزلیات

شمارهٔ ۳۵

تالعل تو سنگبار باشد

بس دیده که اشکبار باشد

در بحر غم تو هر که افتد

در آرزوی کنار باشد

هرگز دل من قرار گیرد

تا عشق تو برقرار باشد

گر هجر تو اینچنین نماید

عالم ز غم تو زار باشد

ور وصل تو کار من نسازد

با زندگیم چه کار باشد

بی روی تو هر که زنده ماند

از روی تو شرمسار باشد

یاد آر از آن دلی که او را

اندوه تو یادگار باشد

بخشای بر آنکسی که امسال

در حسرت عیش پار باشد

چون غم نخورد کسی که او را

غمهای تو غمگسار باشد

بیم است که از فراق رویت

راز دلم آشکار باشد

نزدیک آمد که قصه ما

افسانه روزگار باشد

آن وعده که داده ای به وصلم

خوش باشد ار استوار باشد

باد است حدیث وعده تو

بر باد چه اعتبار باشد

امروز تو دستگیر ما باش

تا حسن تو پایدار باشد

مگذار که چشم اشکبارم

زین بیش در انتظار باشد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۷غم از دلم به جدائی جدا نمی گردد
  2. شمارهٔ ۳۸سر آن ندارد این دل که ز عشق سر ندارد
  3. شمارهٔ ۳۹یا آن دل گم گشته به من باز رسانید
  4. شمارهٔ ۴۰دلبرا دوش در آن عیش منت یاد نبود
  5. شمارهٔ ۴۱ترا تا دل بسان سنگ باشد
  6. شمارهٔ ۴۲حبذا نزهت بادی که ز بغداد آید
  7. شمارهٔ ۴۳مراد من ز وصال تو برنمی‌آید
  8. شمارهٔ ۴۴شکرش در سخن گهر ریزد
همه‌ی غزلیات ←

مجد همگر درباره‌ی مجد همگر

خواجه مجدالدین هبه‌الله بن احمد (یا محمد) بن یوسف همگر ملک‌الشعرای دربار سلغریان و مشهور به ابن همگر و مجد همگر (زادهٔ ۶۰۷ هجری قمری در یزد یا شیراز– درگذشتهٔ ۶۸۶ هجری قمری در اصفهان) از شاعران پارسی‌گوی سدهٔ هفتم هجری است. وی در نیمه‌های سال ۶۰۷ در یزد زاده شد (مولد او را شیراز هم نوشته‌اند و احتمال داده‌اند متولد شی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.