پرش به محتوای اصلی
مجد همگر مجد همگر

غزلیات

شمارهٔ ۳۰

مژده که جان نازنین باردگر به تن رسید

سرو روان یاسمین باز سوی چمن رسید

خنده زنان چو صبح شو بر فلک و بشاره زن

کز ره شرق همچو خور خسرو تیغ زن رسید

ملک لگن مثال بود بی رخ نور شمع شه

شمع جهان فروز ملک باز سوی لگن رسید

شاه محمد گزین شمس زمان مه زمین

از سفرختا و چین شاد سوی وطن رسید

بر سر خاکسارمن آتش فرقتش رسید

آنچه زباد مهرگان بر سر یاسمن رسید

از رخ آن امید جان جان امید تازه شد

بخت رخی به من نمود کام جهان به من رسید

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۲خدای جز به توام کام دل روا مکناد
  2. شمارهٔ ۳۳هر شب چو ز هجر تو دل تنگ بنالد
  3. شمارهٔ ۳۴شکری نیئی شکر کو چو تو خوش دهان ندارد
  4. شمارهٔ ۳۵تالعل تو سنگبار باشد
  5. شمارهٔ ۳۶خورشید رخت چون ز سر کوی برآید
  6. شمارهٔ ۳۷غم از دلم به جدائی جدا نمی گردد
  7. شمارهٔ ۳۸سر آن ندارد این دل که ز عشق سر ندارد
  8. شمارهٔ ۳۹یا آن دل گم گشته به من باز رسانید
همه‌ی غزلیات ←

مجد همگر درباره‌ی مجد همگر

خواجه مجدالدین هبه‌الله بن احمد (یا محمد) بن یوسف همگر ملک‌الشعرای دربار سلغریان و مشهور به ابن همگر و مجد همگر (زادهٔ ۶۰۷ هجری قمری در یزد یا شیراز– درگذشتهٔ ۶۸۶ هجری قمری در اصفهان) از شاعران پارسی‌گوی سدهٔ هفتم هجری است. وی در نیمه‌های سال ۶۰۷ در یزد زاده شد (مولد او را شیراز هم نوشته‌اند و احتمال داده‌اند متولد شی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.