پرش به محتوای اصلی
مجد همگر مجد همگر

غزلیات

شمارهٔ ۲۹

درد عشقت ز جان توان پرسید

رازت ازدل نهان توان پرسید

هر کجا فرقت تو سایه فکند

حال جان زان جهان توان پرسید

در زمینی که عشق تو پی برد

توبه را زآسمان توان پرسید

اثرش بی نشان توانم دید

خبرش بی زبان توان پرسید

آن توانائیی که عشق تراست

زین دل ناتوان توان پرسید

ناله های مرا چه پرسی حال

از دل آنرا بیان توان پرسید

در ره ارچه درای می نالد

رنجش از کاروان توان پرسید

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۱بسوختیم و ز ما هیچ بر نیامد دود
  2. شمارهٔ ۳۲خدای جز به توام کام دل روا مکناد
  3. شمارهٔ ۳۳هر شب چو ز هجر تو دل تنگ بنالد
  4. شمارهٔ ۳۴شکری نیئی شکر کو چو تو خوش دهان ندارد
  5. شمارهٔ ۳۵تالعل تو سنگبار باشد
  6. شمارهٔ ۳۶خورشید رخت چون ز سر کوی برآید
  7. شمارهٔ ۳۷غم از دلم به جدائی جدا نمی گردد
  8. شمارهٔ ۳۸سر آن ندارد این دل که ز عشق سر ندارد
همه‌ی غزلیات ←

مجد همگر درباره‌ی مجد همگر

خواجه مجدالدین هبه‌الله بن احمد (یا محمد) بن یوسف همگر ملک‌الشعرای دربار سلغریان و مشهور به ابن همگر و مجد همگر (زادهٔ ۶۰۷ هجری قمری در یزد یا شیراز– درگذشتهٔ ۶۸۶ هجری قمری در اصفهان) از شاعران پارسی‌گوی سدهٔ هفتم هجری است. وی در نیمه‌های سال ۶۰۷ در یزد زاده شد (مولد او را شیراز هم نوشته‌اند و احتمال داده‌اند متولد شی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.