پرش به محتوای اصلی
مجد همگر مجد همگر

غزلیات

شمارهٔ ۲۸

نیست روزی که مرا از تو جفائی نرسد

وز غمت بر دل من تازه بلائی نرسد

نگذرد بر من دلسوخته روزی به غلط

که در آن روز مرا تازه جفائی نرسد

این زمان عیسی ایام توئی بهره چرا

دل بیمار مرا از تو دوائی نرسد

اگر از سنگدلی کوه شدی از چه سبب

برسر کوی توام هوئی و هائی نرسد

بر سر کوی تو جان دادم و دانم به یقین

کز سر کوی توام بهره وفائی نرسد

تاج خوبانی و این سر که تو داری صنما

تاج وصل تو به هر بی سر وپائی نرسد

به زر و زور بدیدم که بیابم وصلت

که چنان گنج به هر کیسه گشائی نرسد

گر سر من ببرد خنجر عشق تو رواست

کآنکه از سر کند اندیشه به جائی نرسد

از قلم کم نتوان بود نبینی که قلم

تا نبرند سرش را به بقائی نرسد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۰مژده که جان نازنین باردگر به تن رسید
  2. شمارهٔ ۳۱بسوختیم و ز ما هیچ بر نیامد دود
  3. شمارهٔ ۳۲خدای جز به توام کام دل روا مکناد
  4. شمارهٔ ۳۳هر شب چو ز هجر تو دل تنگ بنالد
  5. شمارهٔ ۳۴شکری نیئی شکر کو چو تو خوش دهان ندارد
  6. شمارهٔ ۳۵تالعل تو سنگبار باشد
  7. شمارهٔ ۳۶خورشید رخت چون ز سر کوی برآید
  8. شمارهٔ ۳۷غم از دلم به جدائی جدا نمی گردد
همه‌ی غزلیات ←

مجد همگر درباره‌ی مجد همگر

خواجه مجدالدین هبه‌الله بن احمد (یا محمد) بن یوسف همگر ملک‌الشعرای دربار سلغریان و مشهور به ابن همگر و مجد همگر (زادهٔ ۶۰۷ هجری قمری در یزد یا شیراز– درگذشتهٔ ۶۸۶ هجری قمری در اصفهان) از شاعران پارسی‌گوی سدهٔ هفتم هجری است. وی در نیمه‌های سال ۶۰۷ در یزد زاده شد (مولد او را شیراز هم نوشته‌اند و احتمال داده‌اند متولد شی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.