پرش به محتوای اصلی
مجد همگر مجد همگر

غزلیات

شمارهٔ ۲۶

بر من همه خواری از دل آمد

کز وی هوس تو حاصل آمد

با بار غمت دل ضعیفم

افتاده و پای در گل آمد

وین نیست عجب که بار عشقت

بر کوه و بحار مشکل آمد

بر که رغم غمت کشیدند

از درد تو در زلازل آمد

دریا بشنید نام عشقت

موجی زد و با سلاسل آمد

سر جمله عشق تو بدیدم

افلاک و زمینش داخل آمد

با دل کردم حساب غمهات

وجه همه عمره فاضل آمد

در دور جمال تو ز عالم

هر طفل که زاد بی دل آمد

کآنشب که ترا بزاد مادر

از فتنه زمانه حاصل آمد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۸نیست روزی که مرا از تو جفائی نرسد
  2. شمارهٔ ۲۹درد عشقت ز جان توان پرسید
  3. شمارهٔ ۳۰مژده که جان نازنین باردگر به تن رسید
  4. شمارهٔ ۳۱بسوختیم و ز ما هیچ بر نیامد دود
  5. شمارهٔ ۳۲خدای جز به توام کام دل روا مکناد
  6. شمارهٔ ۳۳هر شب چو ز هجر تو دل تنگ بنالد
  7. شمارهٔ ۳۴شکری نیئی شکر کو چو تو خوش دهان ندارد
  8. شمارهٔ ۳۵تالعل تو سنگبار باشد
همه‌ی غزلیات ←

مجد همگر درباره‌ی مجد همگر

خواجه مجدالدین هبه‌الله بن احمد (یا محمد) بن یوسف همگر ملک‌الشعرای دربار سلغریان و مشهور به ابن همگر و مجد همگر (زادهٔ ۶۰۷ هجری قمری در یزد یا شیراز– درگذشتهٔ ۶۸۶ هجری قمری در اصفهان) از شاعران پارسی‌گوی سدهٔ هفتم هجری است. وی در نیمه‌های سال ۶۰۷ در یزد زاده شد (مولد او را شیراز هم نوشته‌اند و احتمال داده‌اند متولد شی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.