پرش به محتوای اصلی
مجد همگر مجد همگر

غزلیات

شمارهٔ ۲۳

دلی که با غم عشق تو همنشین گردد

نه ممکن است که با خوشدلی قرین گردد

به تلخ عیشی تن در دهد هر آندل کو

به عشوه لب شیرین تو رهین گردد

چو سایه هر که به دنبال تو رود ناچار

به سر دوان و سیه روز و رهنشین گردد

هر آنکه با کمرت درمیان نهد غم دل

رخش بسان قبای تو پر ز چین گردد

به خوبی تو نیابد بتی وگر به مثل

هزار سال کسی در بلاد چین گردد

جوی زپر تو رویت چو بر سپهر افتد

قمر ز خرمن حسن توخوشه چین گردد

ترا اگر به همه عمر خود ببوسم پای

به زیر پای مرا آسمان زمین گردد

به بوسه ای دل مسکین من بخر زان پیش

که گوی سیم زنخدانت عنبرین گردد

تو آن زمان ز پی مهر من دریغ آری

که بی ثباتی حسن خودت یقین گردد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۵کجا از دوزخ اندیشد تنی کز مهر تو سوزد
  2. شمارهٔ ۲۶بر من همه خواری از دل آمد
  3. شمارهٔ ۲۷گر یاد رنگ رویت در بوستان برآید
  4. شمارهٔ ۲۸نیست روزی که مرا از تو جفائی نرسد
  5. شمارهٔ ۲۹درد عشقت ز جان توان پرسید
  6. شمارهٔ ۳۰مژده که جان نازنین باردگر به تن رسید
  7. شمارهٔ ۳۱بسوختیم و ز ما هیچ بر نیامد دود
  8. شمارهٔ ۳۲خدای جز به توام کام دل روا مکناد
همه‌ی غزلیات ←

مجد همگر درباره‌ی مجد همگر

خواجه مجدالدین هبه‌الله بن احمد (یا محمد) بن یوسف همگر ملک‌الشعرای دربار سلغریان و مشهور به ابن همگر و مجد همگر (زادهٔ ۶۰۷ هجری قمری در یزد یا شیراز– درگذشتهٔ ۶۸۶ هجری قمری در اصفهان) از شاعران پارسی‌گوی سدهٔ هفتم هجری است. وی در نیمه‌های سال ۶۰۷ در یزد زاده شد (مولد او را شیراز هم نوشته‌اند و احتمال داده‌اند متولد شی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.