پرش به محتوای اصلی
مجد همگر مجد همگر

غزلیات

شمارهٔ ۲۲

تا سر زلف تو شوریده و سرکش باشد

کارمن چون سر زلف تو مشوش باشد

عشقت آن خواست که در راه تو تا جان دارم

بار عشق تو بر این جان بلاکش باشد

تا کمان تو بود ابرو و تیرت مژگان

دلم از تیر غم آکنده چو ترکش باشد

تا بود نقش خیال رخ تو در چشمم

رویم از اشک چو بیجاده منقش باشد

به دو چشم تو که در ماه نظاره نکنم

تا نظر گاه من آن عارض مهوش باشد

صبر فرموده مرا وصل تو در آتش هجر

چون صبوری کند آنکس که در آتش باشد

یک شب ای دوست رضا ده به خوشی دل من

خود چه باشد که شبی از تو دلم خوش باشد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۴ای که بی چشم تو چشمی چشم من جز تر ندید
  2. شمارهٔ ۲۵کجا از دوزخ اندیشد تنی کز مهر تو سوزد
  3. شمارهٔ ۲۶بر من همه خواری از دل آمد
  4. شمارهٔ ۲۷گر یاد رنگ رویت در بوستان برآید
  5. شمارهٔ ۲۸نیست روزی که مرا از تو جفائی نرسد
  6. شمارهٔ ۲۹درد عشقت ز جان توان پرسید
  7. شمارهٔ ۳۰مژده که جان نازنین باردگر به تن رسید
  8. شمارهٔ ۳۱بسوختیم و ز ما هیچ بر نیامد دود
همه‌ی غزلیات ←

مجد همگر درباره‌ی مجد همگر

خواجه مجدالدین هبه‌الله بن احمد (یا محمد) بن یوسف همگر ملک‌الشعرای دربار سلغریان و مشهور به ابن همگر و مجد همگر (زادهٔ ۶۰۷ هجری قمری در یزد یا شیراز– درگذشتهٔ ۶۸۶ هجری قمری در اصفهان) از شاعران پارسی‌گوی سدهٔ هفتم هجری است. وی در نیمه‌های سال ۶۰۷ در یزد زاده شد (مولد او را شیراز هم نوشته‌اند و احتمال داده‌اند متولد شی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.