پرش به محتوای اصلی
مجد همگر مجد همگر

غزلیات

شمارهٔ ۱۴

آن دل که جو جانش داشتم نیست

صبری که بر او گماشتم نیست

زلف تو ز درج سینه دل بربود

لابد چو نگه نداشتم نیست

باری دل تو نگاهدارم

کآن نقش کز او نگاشتم نیست

چون شمع به جز ز سوز هجرت

امید حیات چاشتم نیست

باران سرشک من هبا شد

کآن تخم امل که کاشتم نیست

در دامنم آن سرشک چون در

کز دیده فرو گذاشتم نیست

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۶چون زلف سرفشان تو در تاب می‌رود
  2. شمارهٔ ۱۷چو غنچه وقت سحر حلّه‌پوش می‌آید
  3. شمارهٔ ۱۸نه چو رخت ماه سخنگو بود
  4. شمارهٔ ۱۹یا ترک من بی دل غمخوار بگوئید
  5. شمارهٔ ۲۰اگر شکایتم از هجر یار باید کرد
  6. شمارهٔ ۲۱اگر به صبر مرا با تو چاره باید کرد
  7. شمارهٔ ۲۲تا سر زلف تو شوریده و سرکش باشد
  8. شمارهٔ ۲۳دلی که با غم عشق تو همنشین گردد
همه‌ی غزلیات ←

مجد همگر درباره‌ی مجد همگر

خواجه مجدالدین هبه‌الله بن احمد (یا محمد) بن یوسف همگر ملک‌الشعرای دربار سلغریان و مشهور به ابن همگر و مجد همگر (زادهٔ ۶۰۷ هجری قمری در یزد یا شیراز– درگذشتهٔ ۶۸۶ هجری قمری در اصفهان) از شاعران پارسی‌گوی سدهٔ هفتم هجری است. وی در نیمه‌های سال ۶۰۷ در یزد زاده شد (مولد او را شیراز هم نوشته‌اند و احتمال داده‌اند متولد شی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.