پرش به محتوای اصلی
مجد همگر مجد همگر

غزلیات

شمارهٔ ۱۶

چون زلف سرفشان تو در تاب می‌رود

شب در پناه پرتو مهتاب می‌رود

چون ابروی کمانکش تو تیر می‌کشد

از چشم عاشقان تو خوناب می‌رود

بر بوی روز وصل تو و بیم هجر شب

این سوی بزم و آن سوی محراب می‌رود

صد جادوی فسان خوان افسانه می‌کنند

تا چشم نیم‌مست تو در خواب می‌رود

هر شامگاه موج ز شنگرف اشک من

بر قله‌های قلعه سیماب می‌رود

خاک درت دریغ چه داری ز چشم من

کاینجا به نرخ لولو خوشاب می‌رود

بر جان من غم تو و عمرم از غمت

چون ریگ می‌نشیند و چون آب می‌رود

در دور درد هجر تو و ذوق شعر من

کار از سماع چنگ و می ناب می‌رود

در گوش عدل صاحب دیوان ز نظم تو

بر لفظ مجد قصه ز هر باب می‌رود

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۸نه چو رخت ماه سخنگو بود
  2. شمارهٔ ۱۹یا ترک من بی دل غمخوار بگوئید
  3. شمارهٔ ۲۰اگر شکایتم از هجر یار باید کرد
  4. شمارهٔ ۲۱اگر به صبر مرا با تو چاره باید کرد
  5. شمارهٔ ۲۲تا سر زلف تو شوریده و سرکش باشد
  6. شمارهٔ ۲۳دلی که با غم عشق تو همنشین گردد
  7. شمارهٔ ۲۴ای که بی چشم تو چشمی چشم من جز تر ندید
  8. شمارهٔ ۲۵کجا از دوزخ اندیشد تنی کز مهر تو سوزد
همه‌ی غزلیات ←

مجد همگر درباره‌ی مجد همگر

خواجه مجدالدین هبه‌الله بن احمد (یا محمد) بن یوسف همگر ملک‌الشعرای دربار سلغریان و مشهور به ابن همگر و مجد همگر (زادهٔ ۶۰۷ هجری قمری در یزد یا شیراز– درگذشتهٔ ۶۸۶ هجری قمری در اصفهان) از شاعران پارسی‌گوی سدهٔ هفتم هجری است. وی در نیمه‌های سال ۶۰۷ در یزد زاده شد (مولد او را شیراز هم نوشته‌اند و احتمال داده‌اند متولد شی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.